چرا اصول گرایان خاتمی را بر احمدی نژاد ترجیح می دهند
سوم تیرشکست دو جناح حاکم بر کشور بود.اما جناح چپ این شکست را به ناگزیر پذیرفت ولی باید سه سال می گذشت تا احزاب و افراد با نفوذ محافظه کاردر می یافتند که آن روز نه تنها هیچ سهمی ازپیروزس نداشتند بلکه در مدت کوتاهی نفوذ طبیعی خود را برتحولات بدست دولتی از دست رفته خواهند دید که آنرا از آن خود می دانستند. ماجرای مشایی این واقعیت را به تمامی آشکار کرد.اکنون این جناح در آستانه انتخابات در وضعیت دشواری می یابند. آنها یا باید با احمدی نژاد به صورت یک جانبه دست به ائتلاف بزنند و در شکست ها و ناکامی ها شریک شوند ولی سهمی در کامیابی و کیک قدرت در نظام اجرایی نداشته باشند و یا جلوی او بایستند و هزینه های این جدایی را بپردازند.
احمدی نژاد هیچ پایگاه اجتماعی و یا جناج وحزبی در کشوررا نمایندگی نمی کند٬او به نمایندگی از حلقه کوچکی از یارانش دست به عمل می زند که بر آنند کل دستاوردهای سه دهه اخیر کشور را انکار کنند و شیوه های مدیریتی شناخته شده در کشور را اصلا قبول ندارند.آنها پاراتیزنی عمل می کنند.خواب را بر خویش حرام می کنند و چون از میزان تلاشی که انجام می دهند با خبرند همیشه نمره قبولی به خود می دهند بدون آنکه نیم نگاهی به نتایج تلاشان داشته باشند.اگر تورم بتازد٬برق و آب قطع شود٬در المپیک اخبار ناکامی جانها را فرسوده کند آنها احساس ناکامی نمی کنند.شواهد تجربی به هیچ عنوان در داوری هایشان خدشه ای وارد نمی کند.این جلقه نه بزرگتر می شوند و نه هرگز کوچکتر.
آنهایی که از گزاره های خبری سرشار از افتخار و دستاوردها در همه زمینه ها که توسط مسئولان دولت عنوان می شود ٬شگفت زده می شوند و سعی بر می کنند با آمار و ارقام و گفتن از واقعیت کذب این گزارها را ثابت کنند از یاد می برند برای حاملان این گزاره ها کذب و صدق معنایی ندارد.ما تلاش کرده ایم پس حتما موفق شده ایم.آنها چون جهان را به گونه ای دیگر می بینند در برابر فشارهای سیاسی مقاوم می مانند و حتی این فشارها را دلیل حقانیت خود می دانند. از این منظر جناح راست شاید بی میل نباشد فضای انتخابات دو قطبی شود و چهره ای مثل خاتمی با آمدنش و پیروزیش نفوذ طبیعی شان را به این جناح بازگرداند.البته هیچگاه از خاتمی بصورت علنی جمایت نخواهند کرد و در فضای دوقطبی سکوت واقعی را در پوشش حمایت بی اثر از احمد نژاد به صحنه خواهد برد.هرچند این جناح بی میل نیست بجای خاتمی چهره ای را بیابد که هم پیروزیش تضمین شود و هم رقیب احساس پیروزی مطلق نکند٬خواستی که امکان تحقق اش اندک است.احمدی نژاد به مرور دو جناح عمده کشور را به هم نزدیک می کند و اتجادی خاموشی را بر می انگیزد که همه ترجیج می دهند در باره آن خاموش بمانند.اتحادی که حلقه وصلی جز هاشمی رفسنجانی نمی تواند داشته باشد.
