لحظه "انتخاب"آن نقطه طلایی است که انسانها را از هم متمایز می کند.شاید بتوان این گفته فلاسفه وجودی را پذیرفت که انسان چیزی نیست جز انتخاب هایش.مهم آن نیست که دست به چه انتخابی می زنیم.مهم آنست که باید مسئولیت انتخابهایمان را بردوش بکشیم و بپذیریم گزینشی که ازقبل پیامدهایش تضمین شده باشد اصلا در دایره انتخاب نمی گنجد.دلهره و اضطراب همزاد انتخابی است که انسان را تبدیل به موجودی انتخاب گر می کند.

شکست همراه پیروزی پیامد انتخاب است و هم باید چشم انتظار پیروزی و هم منتظر شکست بود وبا ارزیابی داده های موجودبهترین تصمیم ممکن را گرفت و دل به دریا زد.هراس از باختن شکست را پیشاپیش به نام انسان ثبت می کند.تنها آنهایی که بر آنند دربلاهت همیشگی زندگی کنند دست به قماری نمی زنند که زندگی را متلاطم می سازد.زندگی بدون تلاطم تبدیل به مرادب راکد می شود.مردابی متعفن که هیچ شوقی برنمی انگیزد.

آنی که انتخاب می کند و از شکست نمی هراسد٬هر بار که می بازد خود را برای انتخابی دیگر آماده می کند و این تنها مرگ ناگزیر است که حق انتخاب را از آدم سیلب می کند. حتی انتخاب حق چگونه مردن در برهه های از تاریخ بزرگترین و حماسی ترین گزینش آدمی می شود.نبايد از ياد ببريم اين آزادي است كه انتخاب را ممكن مي كند. براي داشتن حق انتخاب بايد براي بدست آوردن آزادي جنگيد.جامعه منفعل از انتخاب مي گريزد و به اين دليل وجود و يا عدم وجود آزادي را حتي حس نمي كند.

جامعه مرده پيش پا افتادگي موجود در زندگي روزمره را مي پذيرد و بجاي انتخاب سمت زندگي اجازه مي دهد برده روابطي شود كه از پيش حق انتخاب را از فرد سلب مي كند.بن بستي كه جامعه سياسي امروز حس مي كند و فعالان سياسي در آن غوطه ورند منطق خود را از اين حقيقت شوم مي گيرد كه آنها حق انتخاب و تمنای آزادی را واگذاشتند و از قبل تصميم گرفته اند چه بكنند و چون تنها يك راه را مي شناسند و از قبل بي نتيجه بودن پيش روي در آن را مي دانند مدام از چيزي سخن مي گويند كه مي دانند هيچ اقدامي براي تحقق آن نخواهند كرد. زماني مي توانيم از بي عملي و ياس كنوني برهيم كه بجاي خيره شدن به كوچه هاي بن بست راه هاي جديد را ابداع كنيم و در دل همين ابداع مداوم است كه ناگهان نوري در ظلمت جهان را روشنايي مي بخشد. تاريج جز از اين راه دگرگون نمي شود .

*بنا بود در اين نوشته ارجاعی به اين شعرمولوي "خنك آن قمار بازي كه بباخت هر چه بودش /بنماند هيچش الاهوس قمار ديگر شود٬وقتي در گوگل اين شعر را جستجو كردم دانستم بخاطر واژه قمار اين شعر فيلتر شده است. جالب است شعر مولوي هم فيلترمی شود