ماشین تولید مخمصه و مانور سپاه دلایل و استدلال ها
صحنه جامعه سیاسی ماشین تولید مخمصه است٬این مخصمه سازی بجای گره گشایی از معضلات فروبسته آنها را عمیق تر و پویاتر می سازد.نکته تراژیک ماجرا آنست که این مخمصه ها هیچ ربط مشخصی با مسایل و مشکلات مردم ندارد و به این دلیل هرچقدر بر شدت و حدت آنها افزوده می شود جامعه با بی تفاوتی بیشتری از این تنازع هاچشم بر می گیرد.
زمانی که داشتن و نداشتن مدرک تحصیلی یک وزیر و یایک موضع گیری غیر کارکردی مسئول ارشد دولت تمام ذهن ها را فتح و منازعات را آشتی ناپذیر می سازد چگونه باید انتظار داشت مشکلاتی مثل قطع برق٬تورم افسار گسیخته و نظامهای فشل آموزشی و درمانی و در یک کلام معضل از کار افتادگی توسعه کشور در کانون تمرکز نهادهای مسئول قرار بگیرد٬چرا در این ماجرا کسی از خود نمی پرسد همه مدیرانی که مدرک تحصیلی غیر جعلی داشتند و دارند نتوانستند در اداره امور از خود شایستگی نشان دهند.آیا مشکل نظام اجرایی مدرک تجصیلی است و یا رابطه باندی و محفلی است که چشم بر شایسته سالاری مدتهاست بسته است.
وقتی تناقص های واقعی جامعه دردل روابط ارگانیگ طبقات اجتماعی تبلور نیابند در یک فرایند ناگزیر این تناقص ها بصورت کج و معوج در ساخت سیاسی خود ر ا بازتولید می کنند.تناقضی هایی که بجای رفع خوددرسطح بالاتر چون موریانه کار آمدی ها را می جود و نابود می کند و یاس و حرمان را در اعماق جامعه نهادینه می سازد. یاس و حرمانی که وقتی در سطح ناخوداگاه انباشت می شود در زمان نا مشخص چون سیلی همه شاکله ها را در هم می ریزد و چون گردبادی جز ویرانی و از هم گسیختگی حاصلی در بر نخواهد داشت.
متاسفانه در انبوه معضلات اصلاح طلبان هم برای برگشت به قدرت مانوری از دلایل و استدلها راه انداخته اند و همه معضلات جامعه را در گروی آمدن و یا نیامدن خاتمی قرار داده اند و به این پرسش مشخص پاسخ نمی دهند چرا خاتمی از محبویت خود بهره نمی برد تا با بسیج نخبگان و توده ها نهادهای مسئول راوادار کند بجای به صحنه بردن تضادهای غیر کارکردی مشکلات ملموس را حل کنند.چرا اصلاح طلبان به صورت ملموس ساختارهایی را به چالش نمی کشند که وضع موجود حاصل حضور تاثیر گذار آنهاست.تقلیل همه توان جامعه در ساخت قدرت د رست همان معضلی است که باید یکبار برای همیشه حل شود.
وقتی انفعال در جامعه و تنازعات درسطح قدرت را مشاهده می کنیم باید نگران باشیم در این دیالکتیک معیوب این آینده کشور است که در نهایت تباه می شود و وظیفه ما این نیست که برای انتقام گیری از رقیب در قدرت سوخت بر آتش منازعاتی بریزیم که جاصلی جز ویرانی ندارد.یک فعال سیاسی و روشنفکر مسئول وظیفه ای جز آن ندارد که مسایل اصلی جامعه را به سطح توجه عمومی بکشاند و اجازه ندهد تنازع های نمایشی همه جانها و ذهن ها را فتح کند.