آقایان و خانمها افسردگی تا کی رای دهید تا خوشبخت شوید
دوستی دارم که خنکای اسپیلت را بر نسیمی که در کنار دریا و در یک صبح بهاری بوزد ترجیح می دهد. او زندگی را با ضمایر مالکیت صرف می کند. او وقتی موس کامپیوترش را به دوستی قرض می دهد شب دچار بی خوابی می شود. ما در دنیایی پر از اشیا محاصره شده ایم. خود را در این شئی و آن شئی باز می شناسیم. در مدل فلان گوشی همراه ٬در داشتن و یا حسرت ماشین گرانقیمت. در ویلایی در شمال.ضمایر مالکیت نوعی گنگی در ما ایجاد می کند.دریا را دوست نداریم چون متعلق به ما نیست. جنگل را بر نمی تابیم چون سند مالکیت اش به نام ما ثبت نشده است.ما آسمان را نمی بینیم چون متعلق به ما نیست.
داشتن بودن ما را منحل می کند. در حقیقت هیچ چیز نیستیم جز آنچه داریم. نظام سرمایه داری انسان را از خود بیگانه می سازد تا تب مصرف تصاحب سودهای بی پایان را ممکن کند. شهوت داشتن طبیعت را ویران می کند.آگهی ها ی تبلیغاتی اوج این از خود بیگانگی را به تماشا می گذارد. احساس لطیف به یک کرم٬زندگی بهتر با فلان گوشی همراه٬جاذبه جنسی و زیبایی با فلام مارک مشهور آرایش.در پس اینهمه شور داشتن افسردگی ویران کننده جانها رافتح می کند. ما با سلیقه های ساخته شده به بازار نمی رویم بلکه با میزان درآمدمان به خرید می پردازیم و چون فلان جنس را نمی توانیم بخریم احساس بدبختی تمام وجومان را فتح می کند.
در اقتصادهای کمبود دار که بجای وفور کالا کمبود آن شاکله اقتصاد را شکل می دهد این افسردگی مضاعف می شود. اقلیت رانت طلب با نمایش مصرف ٬اکثریت جامعه در احساس فقر تباه کننده به حال خود رها می کند. زن و شوهر در چند شیفت کار می کنند ولی نمی توانند از پس مخارج یک زندگی متوسط بر آیند ولی در معرض تبلیغاتی قرار دارند که زندگی بهتر را وعده می دهد. در پس زمینه همین افسردگی فراگستر است که حتی سیاستمداران برای خرید رای بجای شعار تولید ثروت و آزادی وعده پرداخت پولی را می دهند که می توانند تقاضای یک کالا را تبدیل به خرید آن کند. ولی چون اقتصاد تک محصولی توان اینهمه مصرف را ندارد. شعارهای تبلیغاتی تحقق نمی یابند و موجی از افسردگی آخرین بقایای فاعلیت و نشاط را نابود می کند. باید در دوجبهه جنگید. یکی در جبهه مصرف زدگی و دومی در جبهه ای که در آن تنبلی راه به تولید ثروت نمی دهد. چطور. یافتن پاسخ این پرسش یافتن همان بدیلی است که انسان ایرانی در دو جبهه و جهان در یکی به آن امید بسته است.