اعلام استقلال یکجانبه کوزوو ضرب شست غرب علیه سرکشی های روسیه
جهان به دوران جنگ سرد بر می گردد.اتفاقات محلی آثار بیرونی منازعات قدرتهای بزرگ است که ترجیح می دهند رودرو به ستیز با هم نپردازندو با مهره حلقه های ضعیف حریف به جنگ هم بروند.بی تردید سرکشی های روسیه در سازمان ملل و رودررویی هواپیماهای نظامی نمی توانست از سوی غرب بی پاسخ بماند.اعلام استقلال یکجانبه "کوزوو" درست همان چماقی بود که غرب دریک اقدام استراتژیک بر سرروسیه وارد کرد. اگر این پیام آشکار به نتیجه دلخواه نظام سرمایه داری نرسد بی تردید ماجرای "چچن" خیلی زود در ارتفاع توجه رسانه های بین المللی قرار خواهد گرفت.
ماجرای جنگ سرد تازه هنوز در مرحله جنینی خود است. باید دید هیات حاکمه روسیه چقدر توان و انگیزه دارد که این جنگ را به سطح بالاتری بکشد. بنظر می رسد آنها در این مرحله با سازش های مقطعی و گرفتن امتیازهایی قانع شوند تا دردور بعد با آمادگی بیشتر وارد رودرویی جدی تر شوند. امریکا در شرایطی که در گیر بحران خاورمیانه است بی میل نیست که صربستان تحریک کند با اقدامات خشن و عجولانه حریف را به میدان یک فضاحت بکشاند. فضاحتی که در بوسنی رخ داد و هنوز روح بشر را زخم خورده باقی گذاشته است . آیا روسیه این توان را دارد که صرب های خشمگین را آرام کند. به خصوص آنکه می داند اکثر گوزوو هایی مسلمانند و اگر منازع جدی شود امریکا می تواند با دفاع از مسلمانان بار روانی حمایت بی دریغ از اسرائیل را سبک کند.
بنظر می رسد روسیه با عدم همراهی در تصویب قعطنامه سوم علیه ایران بتوان این اقدام را به صورت سمبلیک پاسخ دهد و شاید در همراهی با این فرایند پاداش اش را در همان منطقه بگیرد که ضربه را خورده است.در منازعات بین المللی پیچیدگی تصمیم گیری ها حاصل هدف گذاری های است که اعلام نمی شود و به این دلیل روی این منازعات نمی توان در سطح محلی بدون و اماهای کافی حساب باز کرد.ولی آنچه کاملا روشن است در یکسال اخیر مناسبات بین قدرتها شاهد تغییران بنیادین شده است که هنوز همه آثار آن بیرونی نشده اند. ماجرای دستگیری جاسو سان چینی در امریکا راباید در همین جهت مورد ارزیابی قرار دهد.
منازع قدرتها هر چند خود را در رفتارهای سیاسی متجلی می کند ولی آنچه بیش از هر چیز برآمدن٬تداوم و فرجام منازعات را تعیین می کند هدف های خالص اقتصادی است که در باره آن سخن گفته نمی شود ولی همه می دانند برای اینکه سرنوشت هر چالشی را رصد کنیم باید به مناسبات پنهان اقتصادی چشم دوخت. جهان امروز اگرچه یکپارچه نیست ولی از همان منطقی بهره می برد که همه می دانند که شعار اصلی نظام سرمایه داری چیزی نیست جز فریاد سود بیشتر و هرچقدر بیشتر بهتر. قدرت تا تبدیل به سود نشود در جهان امروز هیچ ارزشی ندارد.