ديالكتيك رد صلاحيت واعتراض نمايشي است كه پايان بندي خود در تماشا خانه سياست را به صحنه مي برد.اصلاح طلبان تنها اين نقش تاريخي را در مجلس هشتم مي توانند بازي كنند كه ديگر انتخابات با اقناع افكار عمومي گره نخورده است وهمه چيزبه بيش ازمجلس پنجم باز گشته است.انتخابات يك اتفاق اداري است و همچون همه ديگر رويدادهاي اداري حاصل نشست هاي مديريتي است.مجلس در سنفوني كه در اداره امور نواخته مي شود نمي تواند خارج از نت ها ي اصلي بنوازد.البته اين به معناي يكددستي حاكميت نيست.

كدام سازمانی را مي شناسيد كه بين مديران مياني آن جدال هاي جدي و همه جانبه وجود نداشته باشد. اين جدا ل ها فرايندي از چانه زني ها و تفاهمها و ستيزهاي حل نشده را پشت سر خودباقي مي گذارد.ترديدي نيست هر جا قدرت باشدسرآن ستيزي در خواهد گرفت ولي اين ستيز ربطي به رقابت مدني و سياسي نداردوهر كس بدنبال سهم بيشتربوده وتا ابد خواهد بودو سهم مردم از اين ستيزها هم رودررويي با ناكارآمديها و مشكلات بي پايانست.

اگرپیرامون رد صلاحيت در جناح اصول گراها همه چيز به صراحت و شقافيت گفته مي شود در بين اصلاح طلبان هنوز زبان اشاره و ايما جاريست.صاحب اين قلم با اين زبان نه تنها مخالفتي ندارد.بلكه پيشنهاد مشخص اش اين است كه حتي اين زبان را هم كناربگذارند و با پذيرش رد صلاحيت ها نقش خود را در جامعه به گونه ديگري بازي كنند.دخالت در سرنوشت جامعه تنها از ميدان نهادهاي تصميم گيرنده نمي گذرد.بنظر مي رسد روشن نگاه داشتن اعتراض ها مخاطبان را به اين نتيجه مي رساند كه آنها درهراعتراضي براي ورود به عرصه قدرت يقه چاك مي دهند وهيچ هدف اصلاح طلباني جزاين ندارند.آنها مي خولستند با اين نام نويسي شرايطي كه صورت بندي قدرت به خود گرفته است را نشان دهند كه تا همين جا هم به مقصود خود رسيده اند .البته اصول گرايان هم در اين بازي نقاط مشترك با اصلاح طلبان دارند. آنها هم مي خواهند قواعد بازي تازه را همگان بپذيرند که ناخواسته خواهند پذیرفت.

رقابت بين اصول گرايان براي اصلاح طلبان هيچ دستاوردي ندارد. هر چند برخي از اصول گرايان مي خواهند خودرا براي اصلاح طلبان مطلوب تراز رقيب شان نشان دهند.كساني كه به اين مطلوبیت احتمالی چشم اميد مي دوزند بسيار ساده نگرانه با رويدادها روبرو مي شوند.ولي اين رقابتها نتايج ملموسي براي كشور خواهد داشت.دراين رقابتها كساني به ناچار نقش مخالف را ايفا خواهند كرد و به نقد امور خواهند پرداخت.اين نقش هسته داغ قدرت را نسبت به آنها مسئله دار مي كند و آنها خواهند كوشيد بين وفاداري به اصول و زبان منتقدانشان توازان برقرار كنند.توازاني كه در عمل دست نيافتني است و خيلي زود سرنوشت اصلاح طلبان را پيدا خواهند كرد و در آن روز منتقدان تازه اي سربر خواهند آورد.اين بازي تكرار خواهد شد.تداوم آن تا كجا پيش خواهد رفت تا آنجايي كه اين هسته نتواند تقسيم به دو شود.

بعد چه خواهد شد .پيشبيني هاي تاريخي هر گز تحقق نمی یابند و به اين دليل بايد از گمانه زني پرهيز كرد.بايد بجاي پيش بيني منتظر ماند وديد هر جرياني بعد از مجلس هشتم چگونه شرايط را فهم مي كند و بر اساس آن چه سناريوي را براي خود مي نويسد.نوشتن این سناریوها گمانه زني احتمالي را كمي خون و جان مي دهد و سمت و سوی تحولات را رصد کرد.