مکث ساختاری
جامعه به شدت ملتهب است و این التهاب، منطق خود را از هم پاشیدگی سیستمی می گیرد. سیستم ها همیشه گرفتار خود کاهندگی اند و اگر نیروهای درونی آنها، از نو تجدید نشوند و یا راه های ملهم شدن از بیرون برای تغییر بسته شود، دچار فرسایش شتابان و از هم پاشیدگی خواهند شد. دادن روایت متفاوت مثبت که ریشه در واقعیت ندارد از سیستمی که گرفتار تخریب فزاینده شده است، نه تنها کمکی به کم کردن شتاب تخریب نمی کند، بلکه به این کاهندگی شتاب بیشتری می دهد. سیستم وقتی گرفتار آشفتگی می شود که اجزا نتوانند به وظایف خود عمل کنند و یا اینکه این اجزا در تعامل با هم بجای هم افزایی، تاثیرات مخرب بر هم بگذارند.
تعدیل قیمتها و افزایش آن، در شرایطی که بحران ساختاری وجود دارد و بدکاری سیستمی همه گیر شده است، نه تنها کمکی به توازان و بازیابی تعادل در ساختار اقتصادی نمی کند، بلکه وضع موجود را بحرانی تر می سازد. در چنین شرایطی همه دلایل بحرانها را به فراساختار ارجاع دادن، یافتن راه حل نیست بلکه راهیست به سوی تشدید بیماری، چرا که همه سیستمها به صورت طبیعی گرفتار تهاجم محیطی اند و اصولا ساختار چون با نفی به حدود خود دست می یابد نمی توان ساختاری بدون تهاجم را حتی تخیل کرد. در شرایط عادی تهاجم نه تنها معضلی ایجاد نمی کند بلکه انگیزه یی می شود برای تنومندتر شدن ساختارها. اما وقتی سیستم از درون گرفتار معضل می شود تهاجم تاثیرات کشنده بر جا می گذارد.
هسته داغ قدرت، خود خواسته حذف نخبگان و نهادهای مدنی را نشانه رفته است و این فرایند هر روز تعداد بیشتری از نخبگان را از درون و اطراف خود پراکنده می کند. از یک سو این نخبگان به دلیل تسلط بر مبانی تولید گفتمانهای راهگشا و توان بی ارزش کردن گفتمان مسلط - حتی اگر به صورت آگاهانه نخواهند - به طور طبیعی نقش مخربی در تخریب سیستمی بر عهده می گیرند و به این دلیل افراد باقی مانده در هسته قدرت، انرژیی را که باید صرف نو آمد و کار آمد کردن این گفتمان کنند صرف تخریب رقبای حذف شده می کنند و در این راه به ناچار پشت سنگر کلیشه ها و عادات از خلاقیت افتاده، سنگر می گیرند و از این طریق جذابیت زدایی از گفتمان مسلط شتاب بیشتری می گیرد. در این شرایط حتی راهکارهای صحیح قدرت تاثرگذاری شان را از دست می دهند و در نهایت تشخیص راه صحیح و غلط برای فاعلان قدرت غیر ممکن و جهان تبدیل به فضایی دشمن کیش می شود که دیالکتیک زور و ضد زور ساختار را در نهایت سالبه به انتفاع موضوع می کند. در این راه تنها مکث خرمندانه ساختاری می تواند راهگشا باشد که آنهم به دلیل اراده هایی که به حرکت درآمدند تا همه چیز را بدون ذره ای انعطاف از آن خود کنند، تقریبا غیر ممکن شده است.