زیان کلاغها را می فهم
زیان کلاغها را می فهم
در ویرانی سکوت شب
بازیگوشی خیال آرامم می کند
و همه ذهن از تو پر می شود
و تلالوی آفتاب می دود
بر بستر خستگی ها ی همیشگی ام
***
صبح در آغوش ات خواهم لغزید
تنم سرد ی تن ات را می بلعد
و ابدیت در ملالی بی پایان آغازمی شود
+ نوشته شده در 2010/7/26 ساعت 10:39 توسط محمد آقازاده
|