دفاع از نقد فعال سخت و دهشتناک است . نقد دشمنان جدی ٬ مصمم و خطرناکی دارد . آنها با سلاح نقد و حتی نقد سلاح هر اندیشه منتقدانه را در برابر رگبار کردار و گفتار خود قرار می دهند بدون آنکه منتقدان جان پناهی برای خود بیابند . آنها که در مخاطره می زیند و در همه جا خود را در محاصره و انزوا می یابند می دانند لحظه ای غفلت در نقد فعال و روشنگری می تواند عاقبت خطرناکی داشته باشد . پیامد سکوت امروز به سادگی توسط نسل های بعد قابل ترمیم نخواهد بود . این زخمی که امروز در قلب و روج جامعه ورم کرده است باید توسط طبیان حاذق درمان شود . قبل از هرچیز باید به بیمار قبولاند که با خوش باوری نمی تواند بیماریش را نادیده بگیرد . این بیماری اگر امروز درمان نشود فردا چاره ای جز تشیع جنازه بی شکوه نخواهد بود.

امروز لجاعت و عناد با منتقد حرف اول و آخر را می زند . نه تنها در ساخت قدرت و روابط سیاسی منتقد بر تابیده نمی شود بلکه یک انتقاد از روش مدیریتی متصلب و باری به هر جهت با تنبیه و مجازات رسمی و غیر رسمی روبرو شود ٬ بجای آنکه نقد مورد گفت و گو قرار بگیرد و درست بودن و یا نبودن آن مورد سنجش قرار بگیرد .بر آنند روی منتقد را کم کنند که اصرار دارد هیچ سازمانی بدون نقد نمی تواند اهداف خود را تحقق بخشد. هر روز بی بردباری ٬ اصرار بر حذف منتقد فربه تر می شود . مشکل در آنجاست در جامعه بی نقد کارآیی ناپید می شوند و بجای آن دروغ ریاکاری و فساد سکه رایج دوران می شود . در غیاب منتقد هر چقدر ناکارآمدی بیشتر نمود می یابد کلمات تسلا بخش و فریبکاران در سخنرانی جایگزین روایت واقعی از عملکرد ها می شود.

فیتلر شدن این وبلاگ نمونه روشنی از بی تحملی حتی در قبال نقد سازمانهایی است که به وظایف خود عمل نمی کنند . در بزنگاه های تاریخی که جامعه دچار کسوف می شود نمی توان صبر کرد تا سیل رویدادهای خود انگیخته به جامعه روشنایی بدهد . باید با هر ابزار ممکن چراغ عقل را روشن نگاه داشت . باید آنقدر گفت و هزینه گفتن را تحمل کرد تا مدیران بی تجربه بدانند ندانستن آنها و نا کار بلدیشان با حذف منتقد رو پنهان نخواهد کرد . ابلهانه ترین و شاید هم بی خطرترین شکل روشنگری آنست که آنقدر سکوت کنیم تا وضع به نقطه برگشت ناپذیر برسد . ما آنقدر از وضعی که شایسته آن هستیم فاصله داریم که نخواهیم و توانیم هزینه ویرانی امکانات و فرصت ها را تاب آوریم . ‍پایبندی به  نقادی فعال تقدیر ماست . تقدیری دردناک که آدمی را هرازگاهی انفعال و ناامیدی می کشاند . ولی باید فشارها را به عامل و تحرک تبدیل کرد و آنقدر نوشت تا خرد بیدار شود و به جایی برسیم که انسان منتقد نه تنها تاب آورده شود بلکه ابزار پیشرفت و تعالی جامعه دانسته شود. نسل های بعدی سود این پایداری را خواهند برد اگرچه ما جز زیانی از این تلاش نبریم