چه بیگانه ام من
نه
التهاب سینه ات از آن من نیست
نگاهت پر از آن دیگریست
شاید دیگران
چه می دانم
اما در میان همه این دیگران
چه بیگانه ام من
خسته و تنها
شاید اگر چشمهایت را می بستی
من در ازدحام نفس هایت
این چنین غریب گیر نمی افتادم
و می توانستم در گامهای بلند شهر
خود را از همه نفس ها آزاد کنم+
+ نوشته شده در 2010/3/2 ساعت 19:9 توسط محمد آقازاده
|