حزب اعتماد ملی جنگ آشکاری را با سید محمد خاتمی آغاز کرده است.این جنگ بیش از آنکه به دیروز و امروز مربوط باشد منطق خود را از فردایی می گیرد که در آن انتخابات ریاست جمهوری صورت می گیرد. این حزب نوپا که در انتخابات مجلس مثل همه احزاب اصلاح طلب کامش از شکست لبریز شد چشم به رئیس جمهور شدن دبیر کل خود دارد و در این راه این بیم را در دل می پرورد که خاتمی ردای نامزدی ریاست جمهوری را بر تن کند و همه آرزوهایش را بر باد رفته ببیند. این جنگ  از نظر سیاسی نابهنگام و از منظر عقلانی بی فایده است. چرا که همه شواهد نشان می دهد اصلاح طلبان نه پایگاه اجتماعی کافی برای کسب این مسند را دارند و نه  صورتبندی قدرت در کشور این اجازه را به آنها می دهد که حتی این خیال را در رویاهایشان بپرورند.

مصاحبه ها و نامه نگاری های حواشی و متن حزب اعتماد ملی نشان می دهد در سیاست از نوع ایرانی اش شکست خوردگان همدیگر را برای پیروزی احتمالی آینده می درند و آنهایی که کام از پیروزی گرفته اند سر غنایم با هم می جنگند.در سیاست چه در طرف پیروزمندان ایستاده باشی و چه در طرف شکست خوردگان همیشه در تنش غوطه می خوری.چرا که سودای فراچنگ آوردن قدرت آنچنان قوی پنجه است که خواب را از فاعلش بگیرد.این ستیز بی پایان سرنوشت آنهایی را تباه می کند که بیرون از این ماجرا یند و به صورت واقعی باید پیامد رفتار چالشگرانه کسانی را تحمل کنند که بدنبال قدرتندو در این راه نه تنها به رقبا بلکه به یاران دیروزشان هم رحم نمی کنند.

متهم کردن خاتمی که طرف تند روها را گرفته است بیشتر به یک شوخی می ماند تا یک تحلیل سیاسی حساب شده.لشکر تارو مار شدن اصلاح طلبان امروز نه می تواند به تندروی بیاندیشد و نه کندروی٬آنها تنها به فکر آنند که در برابر سیل بنیان برافکن رویداد ها حداقل بقای خود را حفظ کنند.حمله به جناح تند رو اصلاح طلب برای نرم کردن اتاق فکر اصول گرایان آنچنان خامدستانه است که ذهن از تحلیل آن باز می ماند.اصول گرایان در محاسبه هایشان اصلاح طلبان -بخوانید دولتی سابق - را جز مردگان سیاسی می دانند که در هیچ معادله ای آنها را منظور نمی کنند جز جور کردن فضای  رقابتی بودن انتخابات.دعوای اصلی در انتخابات بعدی بین قالیباف و احمدی نژاد خواهد بو د.در پس این نبرد سیاسی تردید نکنید نفر سوم یعنی حداد عادل بدون منازعه عنوان ریاست جمهوری را تصاحب خواهد کرد تا جناح نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نفسی به آرامی بکشد.لاریجانی با نشستن در کرسی ریاست مجلس این نفس را فرح بخش تر خواهد کرد.در این میان اصلاح طلبان آخرین اعتبار خود را قربانی نزاعی خواهند کرد که هیچ سودی بر آن از هم اکنون متصورنمی توان شد.