یا علی مدد می گویم و مرد می شوم و می ایستم
یک خاطره دور٬ یک جرقه گذرا٬ بیماری توانم را گرفته بود. این را مادرم با آن چشمهای میشی اش که اکنون در جهان مردگان دل نگران فرزندان این خاک است٬ برایم روایت می کرد٬ بسیار کم و سن سال بودم. سه سال٬ چهارسال٬ نمی دانم. نمی خواهم بدانم. پزشکی که بالای سرم بود از من می خواهد بایستم٬ نمی توانم. پدرم زیر لب زمزمه می کند "یاعلی مدد بگو٬ می توانی پاشوی." بلند می گویم یا علی مدد. بر می خیزم. هیچکس کمکم نمی کند. مرد می شوم و پا می شوم. سالهاست هرگاه نمی توانم برخیزم و کاری بکنم٬ این جمله از ناخودآگاهم می زند بیرون و پا می شوم. می گویند اطرافیان غرق بوسه می کنند مرا. بخاطر آنکه باور دارند اوست که یاری داد برخیزم و بایستم.
عید غدیر است و ما یکبار دیگر به "یا علی مدد دیگری نیاز داریم "٬ سرگذشت این چهره جاودانه بود که در سال پنجاه و هفت به ما امید داد برخیزیم و از آزادی و از استقلال میهن مان دفاع کنیم. اگر نبود عدالتی که از این مرد می شناختیم٬ مردی که در اوج اقتدار آتش بر کف دست برادر نابینایش می گذارد تا بداند بیت المال امانتی است دست حاکم. کدام حاکم را می شناسید کیسه آرد بر دوش به سراغ یتیمان برود و در جنگ تا بتواند از ستیز تن بزند و اگر صلح با گفته هایی که از رحمت دوست حکایت داشت ممکن نشود٬ شمشیر در برابر شمشیر بکشد و کلام در برابر کلام؟ کدام رهبری را می شناسید که در بستر شهادت اش دل نگران قاتل اش باشد؟ کجا سراغ دارید تمام ثروت یک امت در اختیار تو باشد و کفش پینه بسته ات را خود وصله کنی؟ کدام دلاوری را می شناسید که در صحنه نبرد از سینه حریف برخیزد تا منیت را در خود بکشد و تنها با نام خدا و به ناگزیر بر دشمن غلبه کند؟
ما پیر شدیم و مو سفید کردیم٬ همه آرزویمان آن بود که تصویری از آن حکومت در جلوی چشمهان بایستد و زندگی را شبیه رویاهایمان کند. ما آزادی را در کنار عدالت می خواستیم. ما می دانستیم که با بودن کاخ هاست که ازدحام کوخ ها ممکن می شود. به ما نگفته بودند به اسم خصوصی سازی می خواهند حلبی آبادها را ویران کرد تا زعفرانیه ها آبادتر شود. نمی دانستیم می شود دست به بیت المال برد و میلیاردها دلار را تباه کرد و باز از عدالت سخن گفت٬ بدون آنکه آتش خشمی شعله ور شود. امروز آموخته ایم اگر آزادی نباشد٬ ریا جای ایمان را خواهد گرفت و ثروت های باور نکردنی جای زهد را. ما می دانستیم زبان بسته بودن در برابر قدرت نشانه شرک است. ما توحید را می خواستیم و بر این باور بودیم و هستیم جز از خدا نباید هراسید. نباید دروغ گفت. نباید هر بایدی را بخاطر قدرت مشروع دانست. ما امروز همان را می خواهیم که دیروز می خواستیم. ما از خواستن خسته نمی شویم٬ چرا که با یا علی مدد قوی تر می شویم و مصمم تر. این را تاریخ به نسل های بعدی خواهد گفت تا همه بدانند اگر زندگی آن چنان سبز شد که گنبد پیامبر هست از تلاش ما بود و استقامت مان. یاعلی مدد!