هیچ جامعه‌ای بدون گفت و گوی زنده و نقد فعال نخواهد توانست راه به وضع موعود بکشد و اگرچنین نکند همان جایی می‌ماند که می‌خواهد از آن بگریزد. حتی می‌تواند واپس برود و به هیچ برسد. بدون هیچ درنگی باید گفت اگر در دهه چهل شعر بالید، حاصل نقد زنده بود و منتقدان بودند که در دهه شصت سینما و تئاتر را جدی کردند و اکنون ثمرات آنرا می‌بینیم. نقد در هاضمه آفریننده و مخاطب جایگیر می‌گردد و اگر سودی نصیب منتقد می‌شود همین پیش روی استعلایی است که در عمل تحقق می‌یابد. ولی در جامعه ما برای منتقد هیچ حاصل فردی وجود ندارد. او همه آگاهی و خود آگاهی اش را بسیج می کند تا با آنچه می‌بیند گلاویز شود تا حجاب از هنر برگیرد. حجابی که حتی از منظر نگاه هنرمند نیز پنهان می‌ماند و نمی‌گذارد آنچه از ذهن بیرون می‌ریزد و جسمیت می‌یابد را ببیند.

 مدتهاست مطبوعات از ضعف ساختاری در رنجند٬ نقد جایگاه شایسته ای در نظام اطلاع رسانی ندارد. جایگاهی که می تواند تاثیرات پر دامنه در فرایند تاثیر گذاری هنری بگذارد. البته همان بی تحملی که در ساخت سیاسی، روزنامه نگاران را به انزوا می‌کشاند نقد هنری را نیز بلاموضوع می‌کند. البته در گوشه و کنار نقدهای جاندار و پر محتوا چاپ می‌شود ولی فضا به گونه‌ای صورتبندی نمی‌شود که این نقدها تداوم یابند و تبدیل به یک موج دنباله‌دار شود. به دلیل این خلا در آینده ما با یک فضای تقلیل یافته هنری رو در رو خواهیم شد. فضایی که در آن از خلاقیت و نو به نو شوندگی خبری نخواهد بود. یعنی ما نه تنها امروز که فردا را نیز از دست می‌دهیم.

چرا در باره نقد می‌نویسم؟ پسرم سهیل مدتهاست دل در گروی نقد هنری گذاشته است و نقدهایی از او در روزنامه به چاپ آمده است. حس می‌کنم کناره‌گیری من از جهان نقد نتوانسته‌است مجابش کند که این دغدغه را رها کند. برآنست که با گفت و گو با اثر هنری یک نوع رخداد در زندگی‌اش ایجاد کند. بسیاری از جوانان هم استعداد دارند و هم مطالعه کافی تا با سخت کوشی آن وظیفه تاریخی را به انجام برسانند که بر عهده نقد هنریست. گویی تاریخ همیشه غافلگیری‌های خود را دارد و با نیرنگ عقل بسیاری را وارد راهی می‌سازد که لااقل نسل گذشته و هم سن‌های ما حاصلی از آن در فردیت‌شان نچیدند و جز رنج و انزوا از این تلاش بدست نیاوردند. هر چند بدون حضور آنها، سینما٬ تئاتر٬ شعر٬ رمان و... آنی‌ نمی‌شدند که اکنون هستند. شاید اگر مشکلات و تنگدستی‌ها نبود، نقد بیش از این می‌توانست سهم تاریخی‌اش را محقق کند. تاریخ ادامه دارد با کسانی که حاضرند صلیب بی توجهی را بر شانه هایشان حمل کنند تا جامعه به خواب نرود. نقدهای سهیل را اینجا و اینجا بخوانید.