روزنامه نگاران همشهری یک هفته در مرخصی اجباری
روزنامه همشهری یک هفته بسته شد٬ این خبر تلخ است٬ برای صاحب این قلم که سهمی در تولد این روزنامه داشت این تلخی فربهگی بیشتری دارد. بستن یک روزنامه آسان است ولی موجی که در جامعه بر می انگیزد پیامدهای ساده ای ندارد٬جانهای بسیاری را آزرده می کند٬به اقتصاد نظام اطلاع رسانی ضربه جدی می زند . از به خطر افتادن امنیت شغلی روزنامه نگاران چیزی نمی گویم که نه تنها کسانی که تصمیم گیرنده اند را متوحش نمی کند بلکه می تواند تسلایی به رنجیدگی هایی باشد که از حرفه ای های این شغل در دل دارند. اما خواننده ای که روزنامه ای را برای خواندن انتخاب می کند در این میان باید تاوان چه گناهی را بدهد. می توان از تصمیم گیرندگان پرسید نهادهای اجرایی هزاران خطا را در کارنامه خود دارند و در برابر هیچکس هم پاسخگو نیستند و اصلا جلوی نگاه حیرت زده دیگران از کارهای خطایشان با غرور و افتخار صحبت می کنند ٬ چرا کسی با آنها ندارد و تنها اگراشتباهی ناخواسته در روزنامه ای رخ می دهد را نپذیریم و بلافاصله با آن سفت و سخت برخورد کنیم و یک هفته روزنامه ای مثل همشهری را که بنیانگذار روزنامه رنگی و مدرن در ایران بود را به محاق ببریم . پاسخی به این پرسش وجود ندارد . دیگر عادت یافتن پاسخ را از دست داده ایم . این نوشته تنها یک نوع همدلی با همکارانی است که این هفته به اجبار به مرخصی می روند و غیر از این می داند هیچ نتیجه ای ندارد.