دعوای شهرداری و دولت را باید جنگ زرگری بدانیم یا یک دعوای واقعی بر سر خدمت رسانی به مردم. تمام قرائن نشان می شود این دعوا  بیشتر از آنکه بر آن باشد تکلیف مترو را روشن کند بر آنست حواس جنبش سبز را از راه امیدی که برگزیده پرت کند و آن را به سمت دعوای احمدی نژاد و قالیباف بکشاند٬ ایجاد جنجال های فرعی یکی از روش های متداول جنگ روانی تلقی می شود که کارکردش کاملا شناخته شده است . مشکل آنست که مردم تهران گرفتاری فراوان دارند و چه فرقی برایشان می کند که فلان سازمان را این و یا آن اداره کند تنها خواست ساده آنها می خواهند مشکلات شان کم شود  که آنهم به لطف نهادهای اداره کننده به این زودی های دست یافتنی نیست .

شما باید مسافر مترو باشید تا بدانید چه بر سر مسافران عزیزی می آید که در انبوه جمعیت له می شوند ٬مشکلی که نه رئیس دولت و نه شهردار تهران حتی از صدهزار قدمی آن هم عبور نکرده اند. چه کسی است نداند بودجه مورد نیاز قطار زیر زمینی نسبت به ریخت و پاش هایی که در سمینارها ٬ضیافت ها و دوباره کاری هایی که در این کشور صورت می گیرد بسیار ناچیز است و اگر قرار بر حل آن بود اصلا نیاز به جنجالهای مطبوعاتی و رادیو و تلویزیونی نبود . دقایقی که مسئولان در مورد بحث مترو در تلویزیون تلف می کنند آگهی تبلیغاتی پخش شود و پولش را به حساب مترو واریز کنند بخش بزرگی از مشکل مترو حل می شود.

صاحب این قلم تردید ندارد مدیریت فعلی مترو در راه اندازی و شکل گیری آن نقش بسزایی داشته است و امروز همین مدیریت شایسته ترین تیمی است که می توانند این مهم را به فرجام مطلوب برسانند ولی این مدیریت به اتفاق مسافران یکجا قربانی دعواهای سیاسی شده اند که در بین جناح اصول گرا درگیراست . چه این دعوا ساختگی باشد و چه واقعی ٬ مشکلی نیست که حواس و انرژی ما را مشغول خود کند . این مسئله و دیگر مشکلات زمانی به راستی حل خواهند شد که مردم میزان و ملاک هر تصمیم و هر رفتاری باشند و کسی جز خود آنها در مورد زندگی جمعی شان تصمیم نگیرند . اتفاقی که تاکنون نیفتده است و به همین دلیل هر روز مشکلات فربه تر و غیر قابل حل تر می گردد.