اندوه دوست داشتني
براي سيد جعفر بني هاشمي و رفاقت هايش
صداي آواز مي آيد، ذهن را رها مي كنم تا حزن مرا با خود ببرد . غم از كجا مي آيد، آن غم ناپيدايي كه آدمي را با هستي ناتمامش روبرو مي كند . انسان در دام جسم است و اين دام افكن مستبدانه حكم مي راند. روح را حد مي زند ، رنج و شادي را جسميت مي بخشد . اما روح بر آنست بر همه محدويت ها غلبه كند . از مرزها بگذرد ،كهكشانها را در آني پشت سر بگذارد و هر جا خواست برود. اما جسم با ناتواني اش تخيل را به سخره مي گيرد ،همان تخيلي كه زندگي را رنگ آميزي مي كند . اما روح در آن ديگري بر محدويت جسم غلبه مي كند و آني مي شود كه بايد باشد . رفاقت آن كيميايي است كه دو انسان را براي هم پناهگاه مي كند و اندوه را تحمل پذير . غم در تنهايي چون خوره جان را مي خراشد و به هلاكت مي كشاند.مدتهاست هم صحبتي دواي درد من است ، بر آنم پيله انزوا را بشكافم و بر تنهايي خود خواسته غلبه كنم ،در جامعه اي كه زندگي دوباره را دارد تجربه مي كند مي خواهم قطره اي باشم در رودخانه هميشه جاري و به دريا بپوندم . درختي باشم در جنگل ، آدمي باشم تاثير گذار در تاريخ . سياست ورزي تنها كار جمع است و هيچكس در فرديت اش نمي تواند رخداد سياسي را شكل دهد. جنبش سبز فراتر از تاثيرات سياسي اش و تاثيري كه در صورتبندي قدرت مي گذارد حسي از زنده بودن را در جانها تزريق مي كند . اين حس زنده بودن مرگ را پس مي زند و آدمي را از بند جسم مي رهاند.
هيچ جامعه اي نمي تواند در حوزه خصوصي اداره شود ، در اراده تعداد محدودي باقي ماند و رفاه و آزادي را به ارمغان آورد . هركس حق دارد بعنوان شهروند در سرنوشت خود مداخله كند و اين مداخله تنها در راي دادن خلاصه نمي شود . خصوصي سازي زماني معناي واقعي اش را مي يابد كه فضاي كار و كسب بدور از هزار توي قوانين محدود كننده و مداخله هاي رانت طلبانه بتواند معيشت خود را تامين كند و كيك ثروت ملي را بزرگ و بزرگ تر كند . جنبش سبز دفاع جمعي از حق خود بودن است و همين حق است زندگي روزمره را تبديل به كانونهاي بحث هاي سياسي كرده است . يعني همان بحث هايي كه آينده ما را مي سازد و آنهم در غياب ما. اگر جامعه تغيير كرده را به رسميت نشناسيم بي درنگ در معرض انكار من هايي قرار خواهيم گرفت كه ما شدن اند. ماهايي كه اندوهناگ تنها آرزوي فردا بهتر را ندارند بلكه براي تحقق آن سخت مي كوشند و اين اندوه چقدر دوست داشتني است
+ نوشته شده در 2009/11/11 ساعت 15:1 توسط محمد آقازاده
|