سکوت مقدس جنبش سبز و حذف گرانی و بیکاری در چشم انداز فردا
جنبش سبز دارد پوست می اندازد. بعد از مدتی فعالیت به خود فرصت می دهد تا به گذشته خیره شود تا در یابد چه کرده است و با وضعیت تازه چه باید بکند. این مرحله سکون هر کس را به توهم پایان بکشاند٬ کیفر سختی از نابینایی اش خواهد دید. ما راه تازه ای را آغاز کردیم خود بخودی٬ فرایندی بدون برنامه و طراحی مشخص٬ اما نمی توان گذاشت تاریخ ما را ببرد. ما باید توازن قدرت را باز بشناسیم. اهداف روشن٬ دقیق و قابل تحقق را طراحی کنیم. همانگونه که انفعال و درماندگی را پس می زنیم باید رویا زدگی و خشونت را نیز از بین خود برانیم. آنچه ما می خواهیم و باید بخواهیم یک توسعه پایدار و ماندگار است. توسعه ای که بنیانی جز خردمندی و خواست آزادی٬ برابری٬ رفاه و پیشرفت در اصلی ترین معنای آن ندارد.
این خواست اگرچه اقدام بی درنگ ما را می طلبد٬ در ذات خود فوریت ندارد. باید گام به گام پیش برویم. فرهنگ توسعه را جدی بگیریم٬ فرهنگی که آدمی را فاعل دانا می خواهد. دانایی مشارکت جو و پرسش گر. آنچه در سالهای اخیر مورد چالش پنهان قرار گرفت مفهوم "توسعه " در همه صورتهای آنست. توسعه نخبه گراست. تفاهم و سازش را اصل می داند٬ برنامه ریزی و پرهیز از سلیقه زدگی را در دستور کار قرار می دهد. مدیریت جمعی را فعال می کند و به این دلیل به طور طبیعی عقل جمعی به کار می افتد. در سالهای اخیر نخبگان را حذف و نظام برنامه ریزی را منحل کردند تا توسعه را به محاق بفرستند. اگر جنبش سبز بر آنست ماندگار شود٬ چاره ای جز آن نداریم که فرهنگ توسعه و توسعه فرهنگی را در دستور کار قرار دهیم. باید ارزش بخشی به منابع انسانی را در راس برنامه هایمان قراردهیم٬ واژه هایی چون بهره وری٬ کارآیی٬ صعنتی شدن٬ تولید ثروت٬ مصرف بهینه را دوباره وارد گفت و گوهای خود سازیم.
سازمانها دارند با برنامه ریزی دقیق٬ کارشناسان منتقد و منتقدان بصیر را به انزوا می رانند. آنها بعد از جنبش سبز به حرکت ضد توسعه خود شتاب بیشتری خواهند بخشید. کسانی جز این جنبش خواهند بود به هیچ عنوان در این مسیر دست همکاری به یک نظام اداری فشل ندهند. انزوا را تاب آورند٬ حذف حداقل ها را نیز بپذیرند تا از آنچه در حال حذف است دفاع کنند. باید زبان توسعه را غنی کرد. دفاع از آزادی و حقوق بشر را در قاب توسعه ماندگار جستجو کرد. برخورد تجریدی با این مفاهیم درست همان چیزی است که مخالفان می خواهند. باید آزادی و رعایت حقوق شهروندی معنای خود را در رشد اقتصادی٬ اداره کارآمد امور و کاهش شکاف های طبقاتی بیابد. در غیر این صورت جنبش در محدوده خاصی می ماند و روز به روز محدودتر می شود. باشد که در سکوت مقدسی که در پیش داریم دریابیم دفاع از توسعه به طور طبیعی با خشونت بیگانه است و به دلیل چشم اندازی که دارد مقاومت پذیر نیست. اگر این اتفاق بیفتد نه گرانی و نه بیکاری اینقدر جان سختی نخواهند کرد٬ این بحث را ادامه خواهم داد.