جان را پالوده کنیم در ماه رمضان از همه بغض ها و کینه ها و جدایی ها
خبرهای در گوشی آنچنان بسرعت نور در جهان مجازی پخش می شوند که جز حیرت و رنجیدگی برنمی انگیزند و همه از خود می پرسند چرا ؟واین چرا به هیچ جواب مشخص نمی رسد. چون گرفتار خودی شده ایم که بازش نمی شناسیم ٬بیرحمی جدایی می آورد و جدایی بیرحمی بیشتری می طلبد. این دیالکتیک معیوب تا انهدام همه امیدها و همه مفرها سرباز ایستادن نخواهد داشت. نفرت جای نقد را می گیرد و بیرحمی جایگزین پاسخگویی می شود . جامعه با نفرت و بیرحمی به جایی نمی رسد جز به ویرانه ها . امروز کسانی که می اندیشند دارند بتدریج خاموش می شوند و اهل عمل بدون اندیشند رجز می خوانند و همه سدهای عرف و عادات دیرپا را می شکنند . دیگر زندگی زندگی نمی کنند. همه در یک بلاتکلیفی ٬اصطراب فعال و یک انتظار بدخیم چشم به اخبار دارند و این اخبار خبرهای بدیست که جان را می خراشد.کاش جامعه یک ماه با مهربانی با خود و دیگران بی خبری شیرین را تجربه کند .
مشکل آنست که هم خود را بد می فهمیم و هم دیگران را٬جامعه ای که مجبور باشد پنهان گرانه رفتار کند و با نقاب خود را به تماشا بگذارد به مرور فراموش می کند چه بوده و چه شده است و از همه مهمتر چه خواهد شد. این ناشناس بودن حتی برای خود بسیار خطرناک است ٬چرا که در سرفصل های تاریخی هیچکس نمی تواند حدس بزند جامعه چه تدبیری خواهد اندیشید و چه رفتاری در پیش خواهد گرفت. افراد را نیروی درونی به پیش می برد که اختیار را از فرد می گیرد٬ مثل بازیگران خیمه شب بازی می مانیم که دستی دیگر ما را به حرکت در می آورد . این دست اگر چه از درون مان بیرون می آید ولی آشنای ما نیست و چون بیگانه رفتار می کند و کدام بیگانه است که دلسوزانه رفتار کند٬چراغ عقل را روشن کند و خردمندانه امور را شکل دهد.
امروز چه باید کرد ٬هیچکس نمی داند. اگر این چنین است بهترین کار آنست که هیچ کاری نکنیم تا اوضاع بدتر نشود ٬به خود استراحت دهیم تا از چسبندگی احساسات رام نشده رهایی یابیم. شاید بعد از استراحت ذهن فعال شود و دریابیم اینهمه نفرت و جدایی غیر ضروری بودند. شاید با گفت و گو راه به تفاهم بکشیم. شاید دریابیم اینهمه خشونت راه به هیچ هدفی نمی کشد جز برهم زدن کل بازی سیاست . ذهن های خسته توانایی اندیشیدن ندارند .پس با ذهن خسته تصمیم نگیریم . مدتی سکوت می تواند گزاره هایی که بر زبان می آوریم به سامان تر کند.ماه رمضان فرصتی می دهد به سکوت
زبان تهدید اگر چاره ساز بود تا کنون باید اتفاقی می افتاد. اگر رسم زمانه به زبان مهر فرصت نمی دهد آیا بهتر نیست سکوت کنیم . سکوتی که فرصت می دهد بیاندیشیم . آیا خواهیم اندیشید . نمی دانم ٬ولی می دانم بدون اندیشیدن زندگی تبدیل به دوزخ می شود برای همه. برای خودمان هم شده بازی مرگ و زندگی را وابگذاریم. چرا که این بازی بدفرجام همه چیز را تباه می کند. صبور باشیم و آرام و در آرامش است که در راه فروبسته گذرگاهی بسوی نور مکشوف می شود. باشد که چنین شود.در ماه رمضان روزه سکوت بگیریم شاید جانهای در خود خیره شده نوری بر تاریکی بتابانند و جهان را از نور توحید و امید شعله ور کنند.