دارم سایه خودم میشم ، یک آدم هیچکاره که برای عالم و آدم نسخه می پیچه ولی حوصله جمع و جور کردن خودش را نداره، یکی بیاید این ذهن ریخت و پاشم را جمع کنه، همین جور ریخته کف خیابون. این جسد منه بابا ،رحم کنید حداقل یکی آمبولانسی  مامبالانسی خبر کنه. دارم قوزمیت می شم. یه روزی می خواستم برای خودم ..بشم. فحش ندم؟ اصل فحش دادن دلیل زنده بودنه. اگر فحش ندم . تو کلافه نشی . تو نزنی لت و پارم کنی . زندگی خیلی حوصله آدم را سر می بره. دلم یجور دعوا می خواد. یک دعوای خونین. دلم می خواد همه آدم را طرد کنند. بشی معلون. بیفتی بر و بیابون. تو تنهایی بشوی برای خودت یک پا شکسپیر و غرغر کنی بودن نبودن. مسئله این نیست. احمق بکت خوبه! هیچ نگی، همه فکر کنند همه حرفهای دنیا را داری میگی. از یک امید ابلهانه. از انتظاری که پایان نداره. نه شاید شبیه خودت بشی. بگی من هیچ چیز نیستم. جز کسی که موضوع نفرت توست. گیرم من مردم. کی را نفرین می کنی؟ از کی فحش می شنوی؟  نه من زنده ام. ولو شدم رو کیبورد. هر چی گیرم می آید می نویسم. کاش هدایت بودم و خودمو می سپردم به رودخانه. به یک مرداب. شاید هم مایا کوفسکی و می سرودم : اگر می خواهید / حتی از نرم نرمتر می شوم / مرد / نه / ابری شلوار پوش می شوم. نه هیچ چیز نمی شوم خیره می شوم به نگاهت و قطره قطره نفرت ات را می نوشم و عاشق ات می شوم. یک عاشق مرده که فحش می دهد تا نفرت دوام بیاورد و عشق