هیچکس جلوی سیل بحرانهای اقتصادی سد نمی کشد
بحرانهای عمیق و ساختاری اقتصادی دارد سیل وار همه شاکله های قوام دهنده جامعه را ویران می کند آنهم در حضور شکافهای فعال سیاسی. متاسفانه به دلیل شرایط خاص جامعه این بحرانها در کانون توجه مسئولان قرار ندارد. اقتصادی که یک تورم رکودی را مدام بر می انگیزد بدون آنکه طبیب حاذقی در درمان آن بکوشد خیلی زود سپاهی از بیکاران و ورشکسته ها را روانه مراکز دولتی خواهد کرد تا ادامه زندگی شان را از بودجه دولتی بطلبند. آنهم از بودجه ای که از زخم کسری بودجه عظیم در رنج است. بزودی فشار تورمی زندگی را بر کارکنانی که تا همین جا هم زیر بار فقر در حال له شدن اند٬ تلخ تر خواهد کرد و معنای این اتفاق فلج شدن سازمانها و نهادها در بدترین حالت و در بهترین وضع افت بهره وری نیروی انسانی و کاهش کارایی خواهد بود٬ آنهم در شرایطی که کشور به حداکثر کارایی سازمانها و نهادها نیازی فوری و حتمی دارد.
ورشکستگی " ایران خودرو " ٬ " سایپا " و... مقدمه ورشکستگی بسیاری از شرکتهای کوچک قطعه ساز است که با حضور خود کشور را در آستانه صعنتی شدن قرار داده اند٬ این اتفاق فراتر از یک اتفاق اقتصادی است و در نفس خود می تواند جریان ضعیف کارآفرینی را ضعیف و ضعیف تر سازد. بیکاری گسترده شکافهای سیاسی را فعال تر می کند و این شکافها خروج سرمایه از کشور را شتاب می بخشند و در حقیقت در دیالکتیک بحرانهای اقتصادی و سیاسی٬ ما با تشدید بحرانها روبرو خواهیم شد. این بحرانها تنها از طریق بسیج نخبگان٬ خلاقیت و بالاترین مشارکت از سوی همه طبقات اجتماعی قابل حل است. امکانی که توسط نهادهای اداره جامعه بسرعت در حال از دست رفتن است. این درحالی است که شرکتهای بسیاری با این دو شرکت بزرگ هم سرنوشتند.
بحران اقتصادی و شکافهای سیاسی فضایی بوجود می آورد که مردم احساس کنند توسط نیروهای ناشناخته دارند تحقیر می شوند و منزلت خود را از دست می دهند. در چنین زمانه ای رسانه های مقتدر می توانند با اقناع توده ها این رنجیدگی را برای دادن فرصت برای حل مشکلات به تاخیر بیاندازد. یعنی آنقدر آتش را زیر خاکستر نگاه دارند تا مشکل رام شود. ولی متاسفانه نظام رسانه ای ما به دلیل مدیریت غیر حرفه ای٬ دستمزدهای نامکفی و عدم آموزش کافی نیروهای تازه وارد از این توان برخوردار نیست. این امر در شرایطی ست که حرفه ای ها در اوج توان و شکوفایی به انزوا رانده شده اند و برای نجات کشور از بحران دستهایشان را بسته می بینند. چه باید کرد؟ تا مسئولان بیماری حادی که گریبان کشور را گرفته است به رسمیت نشناسند مشکل حل نخواهد شد. با شناخت درد است که آشتی با نخبگان و اقناع توده ها در دستور کار قرار می گیرد و از این طریق طوفانی از خلاقیت لااقل اجازه نخواهد داد بحران از خط قرمزی عبور کند که پیامدی جز از هم گسیختگی ندارد. امیدواریم این اتفاق بیفتد.