رونمایی از دلیلی که احمدی نژاد از مشایی حمایت بی چون و چرامی کند
"اسفندیار رحیم مشائی" توسط مقام رهبری عزل شد. این اتفاق تفسیرهای مختلفی را برمی انگیزد. بسیاری برآنند که این اتفاق یک بازی پیچیده برای تحت الشعاع قراردادن جنبش سبز است ٬ گروه دیگر آنرا در جهت تسلا دادن به مردمی می دانند که ازدولت سرخورده اند.ولی این تحلیل ها راه به مقصود نمی کشند چرا که نمی شناسند آن بنیانهایی را که به این رخداد امکان شکل گیری داده است. اگر این بنیانها شناخته شوند می توان به فهم دولت احمدی نژاد رسید .دولتی که به جای اداره امور کشور بر آنست جهان را اداره کند. البته تاویلی که این دولت از این مفهوم دارد همان نیست که ما ازآن داریم. به این دلیل شناخت مشایی بازشناسی آن اراده معطوف به قدرتی است که مسیر طبیعی نظام جمهوری اسلامی را تغییر داد و با حضور خود شکاف بزرگی بین نخبگان و بخش های بزرگی از مردم ایجاد کرد.
پدیدار شناسی روح ایرانی ناشناخته های بسیاری دارد که رویدادها بسرعت آنها مکشوف می کند. در این میان دولت فعلی بخش تازه ای از این پدیدار شناسی را آشکار کرد.اگر با کلمه "رمانتیک" با تساهل برخورد کنیم دولت احمدی نژاد دولتی رمانتیک است که غم غربت آینده را دارد و مشایی نظریه پرداز و آن نقطه کانونیست که بر گرداگرد آن این آینده بناست شکل بگیرد و به این دلیل حذف او به معنای انکار این آینده خواهد بود و اگر با این رویکرد به رخداد بنگریم نه تنها شگفت زده نمی شویم بلکه در خواهیم یافت احمدی نژاد با تمام وجود سعی خواهد کرد با دادن پست دیگر مثل دستیار ارشد و یا بازگرداندنش به میراث فرهنگی آب رفته را به جوی باز گرداند. صاحب این قلم به دلیل حضور در سازمان فرهنگی هنری فرصتی پیدا کرده که گفت و گوی بی واسطه با مشایی داشته باشد و از همان زمان با ساختن چارچوب تحلیلی درباره رویکرد وی توانست مسایل را از عمق بنگرد .به دلیل همین شناخت است که بسیاری از مسایل را پیشاپیش درک می کند . می کوشم این شناخت را تا آنجا که فضا اجازه بدهد واتاب دهم .
مشایی به آن آگاهی معتقد است که بدون میانجی ها و وساطتهای شناخت شناسانه شکل می گیرد. او به درک شهودی اعتقاد دارد٬شهودی که توسط امر مقدس به قلبهای پاک الهام می شود. بیشتر غبار زدایی است تا فهم عقلی . به این دلیل دولت احمدی نژاد آنجایی به خلوص خود نزدیک می شود که به داده ها و شواهد تجربی بی اعتناست .آنها در جهان دیگری می زیند که به صورت روزمره شکل می گیرد که در زیر پوست واقعیت می گذرد و به این دلیل واقعیت نه تنها نادیده گرفته می شود بلکه با آن عناد می ورزند . آنجایی که احمدی نژاد از هاله نور سخن می گوید همان چیزیست که در جهان دوم به صورت مداوم باز تولید می شود و به صورت ملموس قابل رویت است. نگاه رمانتیک به آن وحدتی جهانی می اندیشد که در آن همه ادیان به وحدت می رسند و همه نامهایشان را کنار می گذارند و جهان دوم جهان اول را کنار می زند و باطن و ظاهر یکی می شود. در آنجا همانقدر مسلمانی غیر ممکن می شود که مسیحی بودن .
این نگاه رمانتیک حرکتی حلقوی دارد . انسان از بهشت که رانده شده است در بازگشت جاودانه به همانجا باز می گردد و لی این بازگشت بعد از سیر و سلوک روحی انجام می شود که از میدانهای مختلف گذر کرده ٬ ازجمله میدان ادیان از جمله دین اسلام. در پایان این سلوک دیگر نیاز به آن چیزی وجود ندارد که نیاز یک سفر در یک برهه تاریخی بوده است و در مقصد کارکردی ندارد. شیعه یک نگاه تراژیک و حماسی دارد. به دلیل حادثه کربلا به جهان تلخ نگاه می کند و در گذشته نمادهایش را می جوید. ولی این نگاه تازه به گذشته کاری ندارد و در ظهور امام زمان (عج ) آرامجای خود را می جوید. چون این آینده را در حال می بیند بسیار شادکامانه است و همه امید است و اعتماد به نفسی که در احمدی نژاد و همرانش می یابیم از این نقطه خون و جان می گیرد.
وقتی مشایی می گوید که انسان در آن لحظه یی که بتواندظاهر رابه کنار می تواند به باطن برسد و در این جهان معجزه همان زندگیست. مثلا می توان با سرعت فراتر از نور از نقطه ای از جهان به دور ترین نقطه آن گذر کرد خود می داند حرفش فم پذیر نیست و بیشتر به شوخی می ماند ولی همین شوخی برای دلهای باطن بین جدی ترین حقیقت است . در آنجا انسان تواناتر از قواعد مادی است و این قوانین بر او سیطره ندارند. آنها که توانسته اند حجاب را کنار بگذارند این توانایی را مشاهده کرده اند. این مرد به شدت اخلاقی و نگاه غمخوارانه به دیگران دارد . این اخلاق منطق خود را از این نکته می گیرد که انسانی که حقایق را نبیند تبدیل به موجودی می شود که تنها به زیست بیولوژیک بسنده می کند و به این دلیل باید کمک کرد این موجود بهتر زندگی کند تا آن اتفاق بزرگ رخ دهد. عدالت ادعایی این دولت را تنها از این منظر می توان درک کرد .این اندیشه در نفس خود خطرناک است چرا که اداره امور به معنای عرفی اش را رها می کند و همه حوادث را بسیج می کند تا آن انفجار بزرگ رخ دهد تا حجاب را بدرد . آنها هر رویدادی را به سرعت در جهت فربه کردن رویکرد خود به کار می گیرند. هر طغیانی ٬هر سکوتی ٬هر پیروزی و هر شکستی سندیست بر حقانیت این رویکرد. مدعی که تنها صدق پذیر است و نمی توان نفی اش کرد . اگر نفی شود جهلی است که در غبار قدرت دیدن را از کف می دهد.
مشایی نظریه پردازی نمی کند چرا که اصلا به این روشنگری ها اعتقادی ندارد . وی تنها پرده از اسرار برمی دارد و به این دلیل فهم او و دولتش برای صاحب نظرانی که با قواعد شناخته شده دست به تحلیل می زنند غیر ممکن است . این نوشته هزار دلیل ناتمام است . چرا که گفتن از آنها و دادن مصدقها خطرناک است و این خطر بیشتر در تاثیری که ممکن است بگذارد بیم آفرین است . در ضمن غواصی بیشتر در مورد این رویکرد کار اهل فن است که باید بی پرده بگویند این نحله جدید چقدر با باورهای سنتی همخوانی دارد و یا دوری و این داوری درحد فهم صاحب این قلم نیست و نه زمانه این فرصت را می دهد که در بارّه آن دقیق و جدی سخن گفت . ولی همین گفته های ضمنی می تواند و باید بحث های جاری را به منظرگاه درست تری بکشاند و اگر این اتفاق بیفتد جامعه می تواند به خود آگاهی برسد که عبور از بحران ها را آسانتر می کند . بحث هایی که آن اعماقی را می یابد که چشمه حوادث از آن می جوشد و به زندگی سرازیر می شود و آن را به رنگ امروز ما در می آورد.