برای شاملو و روزی که با رفتنش ماند

تهران هستم و شاملو در کرج، کنار گلشیری، پوینده، مختاریان و.... " غم / این جا نه / که آن جاست / دل / اما / در سرمای این سیاه خانه می تپد / ... "، کجا باید باشم٬ آنجا و یا اینجا؟ نمی دانم! دلم در تهران می تپد. در شهر٬ این شهر سبز و با خورشیدی که مدام می تابد دربیداری من و تو. کجاست "بامداد" که ببیند این بامداد دیگر را؟ بامدادی پر از بیدارباش... " من هم دست توده ام / تا آن دم که توطئه می کند گسستن زنجیر را / ... " دارد سالگرد شاملو می رسد. آنگاه بود که من در ایران تیتر زدم " جهان شاملو از دست داد. " نه! نداده است. در هر موج بیداری او هست، سر بلند و پر غرور. چون جنگل سبز. چون خورشید تابنده و زیبا..." چه لازم است بگوئیم / که چه مایه می خواهم ات / چشمان ات ستاره است / دل ات شک... " دلم می خواهد هم در کرج باشم و هم در تهران. چیزی در آن میانه باشم . با لبی پراز خنده و امید. دریغ نیستم نه در اینجا و نه در آنجا.

شاعران در کمین تاریخ می نشینند و در گذر هر حادثه جهان را پر از کابوس و یا رویا می کنند تا آدمی تاب نیاورد کابوس هایش را و جهان را رنگ آمیزی کند از رویاهایش ..." ما را بنگر / بیدار/ که هشیواران غم خویشیم / خشم آگین و پرخاشگر / از اندوه تلخ خویش پاس داری می کنیم / نگه بان عبوس رنج خویشیم / تا از قاب سیاه وظیفه که برگرد خویشیم / خطا نکنیم / ... " سنگی شکسته برگور نشانه شاملوست. مردی که همه جهان نشانه اوست و کلامش که جهان را دگر می خواست. سالگرد رفتنش که می رسد می دانم چیزی در اطرافم کم است تا معنا کند همه آن چیزی که بشر بدست خویش می آفریند و بازش نمی شناسد. کجایی تا بگویی چرا "ما که مانده ایم و روز نمی آید "

" آه اگر آزادی سرودی می خواند / کوچک / همچون گلوگاه پرنده یی / هیچ کجا دیواری فروریخته بر جا نمی ماند...سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را / که هر ویرانی نشانی از غیاب انسانی ست / که حضور انسان آبادانی ست ...." آری من و تو ما شدیم تا از گلوی خونین خویش آزادی سرودی بخواند، همچون زخمی همه عمر خونابه چکنده، گذاشتیم جهان نعره یی چشم بر جهان بگشاید ... آزادی مرا من می کند و ترا تو ... چرا که اگر من٬ من نباشم و تو٬ تو نباشی می میریم قبل از آنکه مرده باشیم. ما در آزادی خود را می یابیم. آئینه است آزادی و پنجره به سمت روشن فردا. آه ...دریغ ... " آه اگر آزادی سرودی می خواند / کوچک/ کوچک تر حتا / ازگلوگاه یکی پرنده .... "