بله آقای باهنر می توان با پخش نقل و نبات فضا را غیر امنیتی کرد!!!
"مردم چرا به خیابانها می ریزند؟ "٬ این پرسشی است که امروز بیش از گذشته در ذهن ما خود را به تماشا می گذارد. همه٬ حتی آنهایی که در خیابانها شعار می دهند٬ کتک می خورند٬ به زندان می روند و تن به کشته شدن می دهند از این اتفاق با اعجاب یاد می کنند٬ گویی دست نامرئی مردم را شجاع می کند و آنها را به رشادت وامی دارد. مردم در حالت عادی بیشتر محافظه کارند تا شجاع ولی چه اتفاقی باعث می شود آنها ناگهان جسارت پیدا کنند و در جنگها٬ انقلاب و تظاهرات خیابانی تا مرز خطر بتازند بدون آنکه کوچکترین اضطرابی را حس کنند؟ تردیدی نیست این شجاعت با تغییر همبسته است. می خواهد چیزی را تغییر دهد و به تحقیری که می پندارد در فضا علیه اش بسیج شده است پاسخ دهد. مهم نیست این اقدام به نتیجه می رسد و یا نه٬ ولی جهان را برای صاحبان قدرت پر از بیم می کند. آنها در می یابند هر کاری بخواهند نمی توانند بکنند.
"شجاعت " همزاد "محرومیت " است. فاعل اعتراض حس می کند چیزی در جهان، او را در تنگنا می گذارد. امکان عمل را سلب می کند و در نهایت تحقیرش می کند. در حقیقت مردم به این دلیل به خیابانها می ریزند که حس می کنند مردن بهتر از تحقیر شدن و محرومیت کشیدن است. اصلا ساختار روابط بشری طوری شکل بندی شده است که هر جا قدرت است ضد قدرت هم پا به میدان می گذارد. آن چه ضد قدرت می تواند انجام دهد تبدیل اعتراض ها به عدم اطاعت است. قدرت بدون اطاعت معنایی ندارد. به یاد داشته باشیم آن که هفت تیر به سویتان می گیرد هر چه بگوید ناچارید انجام دهید. ولی همیشه نمی توان هفت تیر را نشانه گیری کرد. پس قدرت را باید تبدیل به اطاعت مشروع کرد. یعنی مخاطبان قدرت می پذیرند و آنکه دستور می دهد هم صلاحیت این فرماندهی را دارد و هم خیرخواه است و منافع عمومی را به منفعت شخصی ترجیح می دهد. قدرتی که هر کدام از این دو را نداشته باشد در نهایت به زور برهنه تبدیل می شود و در نهایت از دست می رود.
حال اگر مردم به خیابانها بریزند قدرت چه باید بکند؟ قبل از هرچیز باید ریشه مسایل را بشناسد و در حل آنها بکوشد٬ ولی ممکن است بجای این کار با قیافه حق به جانب بخواهد با اعمال زور مسئله را حل کند. این اقدام در بهترین حالت فضا را به سکوت می کشاند و مسئله را به ناخودآگاه می فرستد تا در زمان دیگر با قدرت انفجاری دیگر سر بیرون آورد. ماجرای هیجده تیر در بیست و سه تیر به ظاهر تمام شد ولی چون ریشه ماجرا خشکانده نشد حضور زخمهای آن حادثه در رویدادهای اخیر کاملا قابل مشاهده است. همیشه و همه جا قدرت از زور در چارچوب قانون استفاده می کند ولی صاحبان تجربه می دانند زور که از مرزهای خود بگذرد بر ضد خود تبدیل می شود و در نهایت فرسوده و بی فایده می شود. آنها که زور دارند باید بجای استفاده مدام از آن٬ آنرا در دورنما نگاه دارند تا در چانه زنی های سیاسی به منافع فوری تبدیل شود. اگر به عادت همه روزه تبدیل شود سیاست ورزی را تعطیل و اداره امور را منهدم می کند.
حتی در مدارس سخت گیر در کنار ناظم بد٬ مدیر مهربان زور را حد می زند تا اقناع نظم در روابط مدیریت و دانش آموزان جایگیر شود. در بازجویی ها همیشه باز جوی خشن نیست که راه به موفقیت می کشد بلکه این بازجوی خوب است که با روشن کردن سیگار و گذاشتن آن بر لب آن که در معرض بازجویی قرار می گیرد این فرصت را ایجاد می کند تا با زدن پکی به سیگار فرصت اعتراف به گناه احتمالی را در خود بپرورد. متاسفانه در فضای بعد از انتخابات در طرف قدرت هر صدایی شنیده می شود صدای تهدید و ارعاب است و هیچ صدایی به مردم وعده نمی دهد که بالاخره صدایشان شنیده شده است و برای رفع نگرانی هایشان کاری قرار است انجام شود. آن چیز که فضا را بیمناک می کند این فضای تک صدایی در طرف قدرت است. خوشبختانه در طرف دیگر هنوز صدای عقلانیت٬ مدنیت و صبوری خریداران زیادی دارد ولی این احتمال وجود دارد زبان تهدید صدای عقل را در طرف دیگر معادله هم خاموش کند و دیالکتیک طغیان و ضد طغیان جز ویرانی٬ تباهی و انهدام حاصلی برای هیچکس نداشته باشد.
محمد رضا با هنر در گفت و گو با اعتماد ملی گفته است در فضای امنیتی نقل و نبات پخش نمی کنند٬ولی ایشان دو نکته ظریف را نباید از یاد ببرند : در این فضا برای هر دو طرف ماجرا نقل و نبات پخش نمی کنند٬ ای کاش ایشان به یاد می آوردند گاهی با پخش نقل و نبات یعنی پاسخ مثبت دادن به نارضایتی مردم پیش از حضور نیروهای امنیتی٬ می توان مردم را به خانه هایشان فرستاد و این همان نکته ایست که متاسفانه به دلیل خاموشی و ناکارآمدی نهادهای سیاسی و فرهنگی در نظر گرفته نمی شود و کشور به نیروهای امنیتی و تظاهرکنندگان سپرده شده است. اتفاقی هولناک که باید هر چه سریع تر برای آن چاره ای اندیشید. دارد زمان از دست می رود. امیدوارم مدتی دیگر کسی با خود زمزمه نکند خدایا چقدر زود دیر شد! پس اگر نقل و نباتی دارید با آنها کام مردم را شیرین کنید. تهدید کامها را تلخ و اعصاب همه در گرمای تابستانی را خرد می کند و در این صورت هیچکس درست نمی اندیشد تا بهترین تصمیم را بگیرد. مصاحبه "باهنر" با اعتماد ملی را اینجا بخوانید.