*دوستی دانشجو با حیرت تعریف می کرد غروب یکی از روزهای هفته در اطراف چهار راه ولی عصر ناگهان می بیند مهندس موسوی که این روزها نامش در همه جهان طنین انداخته است تنها وارد جیگرکی می شود و سفارش هفت سیخ جیگر می دهد و بعد گرسنگی اش را بر طرف می کند. مردمی که شاهد ماجرا بودند باور نمی کنند که خود او باشد ولی نکته جالب این بود که همه از دور با عشق تماشایش می کردند و خلوت اش را به هم نمی زنند. بعد به دیدن خیاطی می رود و گپی می زند و می رود . راستش هنوز این خبر را باور نکرده ام ولی آنگونه که شناخت من اجازه می دهد سالهاست همین گونه زندگی کرده است و چرایی علاقه و عاطفه صاحب این قلم نسبت به این مرد را باید درهمین سادگی بی پیرایه اش در عین استقامت شگفت انگیزش جستجو کرد. باید این نکته را بیاموزیم حضور ساده و طبیعی در میان مردم شرافت دارد به حضور پر هیاهیو و بی ثمر. 

*خبر شگفت انگیز دیگر آن است که احمدی نژاد طی حکمی مشایی را به معاونت اول خود منصوب کرد. طبق قانون چون هنوز مراسم تحلیف و تنفیذ انجام نشده است این حکم تنها تا پایان دولت نهم اعتبار قانونی دارد و بعد از آن اگر این مراسم انجام بگیرد باید حکم دیگری صادر شود٬ به نظر می رسد این اقدام پیش رس بخاطر تعطیلات مجلس صورت گرفت تا نمایندگان نتوانند واکنش مناسب نشان دهند. همچنین در بحبوبه دفاع همه جناح اصول گرایان از احمدی نژاد تصور دولت بر این است که منتقدان درون جناحی حاضر نمی شوند صحنه مبارزه با رقیب را ترک کنند و وقت خود را صرف نقد دولت کنند که هزینه فراوانی برای دفاع از آن پرداخته اند. بنظر می رسد این چهره سیاسی بجای پاداش به همراهان اش آنها را در تگنای عجیبی قرار داده است . تنگنایی  که هیچ راه گریزی از آن متصور نیست.!!!

* در حالی که خبرگزاری ها و تحلیل گران تعداد جمعیت دیروز در نماز جمعه را بین یک و نیم تا دو ونیم میلیون تخمین می زنند روزنامه کیهان این عدد را تا چهارتا پنج هزار نفر پائین آورد. نکته ای که تعجب من را بر انگیخت اختلاف این دو رقم نیست . بلکه وقتی پذیرفته می شود تعداد جمعیت پنج هزار نفر است قدم بزرگی در واقع بینی برداشته شده است ٬ پذیرش این تعداد مخالف از حد طاقت بسیاری خارج است.به هر حال پذیرفتن این نکته که پنج هزار نفر مخالف شرایط موجود وجود دارد اتفاق شگفت انگیزی است که در کنار اتفاقات شگفت انگیز دیگر نشان می دهد جامعه دارد پوست می اندازد؟!!