حمله به موسوی در روزنامه های دست راستی بی وقفه ادامه دارد و دمی از شدت آن کاسته نمی شود بلکه با عمیق تر شدن نارضایتی عمومی از روش ها و شیوه هایی که در برابر اعتراضات مردم به کار برده می شود شدت بیشتری هم می یابد. این حملات در نفس خود نباید اعتراض کسی را بر انگیزد چر ا که این رسانه ها حضور بی وقفه نام و یاد نامزدجنبش سبز پوش را در سطح افکار عمومی حفظ می کند و این اقدام در غیاب رسانه های مستقل و تاثیر گذار به نفع مطالبات بر زمین مانده معترضان تمام خواهد شد ٬ولی قصد صاحب این قلم از نوشتن این وجیزه اشاره به موضوع دیگری است که نقش بسیار مهمی در تحولات جامعه ایفا می کند ولی کسی در مورد آن سخن نمی گوید.

تحولات بعد از انتخابات نکته دقیقی را اثبات کرد آنهم ضعف حرفه ای رسانه های حامی دولت است . آنها با وجود داشتن رسانه های پر مخاطب حتی چنددهم یک درصد هم نتوانستند مخاطبان خود را که نسبت به نتیجه انتخابات را قانع کنند که هیچ تقلبی اتفاق نیفتاده است بلکه با روش های نارکارآمد این نارضایتی را عمیق ترهم کردند. می توان تصور کرد راهبرد آنها قانع کردن مخالفان نبود بلکه حفظ روحیه موافقان دولت بود. حتی در این مورد هم نمی توان نمره قابل قبولی به این رسانه ها داد. چرا که حتی آن موافقان هم به دلیل جذاب نبودن پیامهای ارسال شده ترجیح دادند منابع اعتقادی خود را در بحث های چهره به چهره تقویت کنند. در یک قضاوت حرفه ای از نظر من و بسیاری دیگر مهم نیست که رسانه ای چه هدفی را برای خود بر می گزیند بلکه مهم تکنیک ها و روش هایی است که در محقق کردن این اهداف به کار برده می شود.

تاثیر گذاری روانی از طریق خبرسازی فوت و فن خاص خود را دارد که اگر رعایت نشود می تواند بهداشت روانی مخاطب راحتی اگر با روزنامه هم موضع باشد به مخاطره بیاندازد. بسیاری از این خبرسازی ها نه تنها از نظر علم ارتباطات دارای مشکل بودند بلکه از نظر تکنیکی و نگارشی ضعف های جدی داشتند که با خواندن و شنیدن آنها مخاطب دچار سرگیجه در تاویل متون خبری می شد و نمی توانست صحت آنها بپذیرد. بنظر می رسد این رسانه ها حتی از نیروهای با تجربه و قدیمی خود نیز بهره لازم را نمی برند و کار را به تازه واردهایی سپرده اند که بدون درس آموزی و شاگردی کردن در راس این رسانه ها قرار گرفته اند . بنظرمی رسد اگر این رسانه ها قادر بودند حرفه ای تر عمل کنند شاید نیازی نبود بسیاری از اتفاقات ناخوشایند که کلیت جناح راست را در افکار عمومی مسئله دار رخ نمی داد. تا زمانی که این رسانه ها با وجود امکانات فراوان و منابع هنگفت حرفه ای نشوند نظم موجود سیاسی نخواهد توانست با آرامش حدی از آزادی بیان را در نیروهای رقیب تاب آورد. مشکلی که بخاطر انحصار طلبی ها موجود قابل حل نیست. چرا که در این رسانه ها جوانان خوش ذوق و کارآمدی وجود دارند که خیلی بهتر می توانند اطلاع رسانی کنند ولی راه آنها به مراکز تصمیم گیری و تاثیر گذاری مسدود است. تا این خلا برطرف نشود اوضاع همین خواهد بود که آثارش را می بینید.