در باره الي : همه تفاوتها ديروز و امروز ما در فيلم تاثير گذار و خوش ساخت
غروب جمعه از خانه زدیم بیرون تا "درباره الی "را ببینیم. بسیار درباره این فیلم شنیده بودم. وقتی از سینما بیرون زدیم این حس در من شکل گرفت چقدر زود همه چیز تغییر کرد. فیلم در زمان خودش - چقدر این جمله عجیب است - اثری هوشمندانه از انحطاط بخش میانی جامعه است که در فضای سرخوشانه گرفتار یک حادثه غیر مترقبه می شود و ناگهان از نظر فکری٬ اخلاقی و اتخاذ تدبیر از هم فرو می پاشد و نمي داند چگونه نظم از دست رفته را بازيابد. اين انحطاط بجاي يافتن مفري در جهان بي مفر به جدال با خود مي پردازد و دست آخر آخرين مقاومت اخلاقي اش را با دروغ از دست مي دهد. اما در رويدادهاي اخير اين بخش به خودآگاهي سطح بالايي دست يافته است. مي داند جهان را تنها با تغيير خود و مشاركت فعال در امور و نهراسيدن از سختي ها مي توان بسامان كرد.
فيلم خود آگاهي بلاواسطه اي از آنچه بوده ايم و آنچه شده ايم بدست مي دهد. خود را در آئينه اين فيلم مي يابيم و از خود مي پرسيم اين انحطاط حاصل كدام مولفه ها و رويكردها بوده است. چرا از خود آگاهي تن مي زديم و اخلاق موضوعيت خود را در غريزه بقا ازدست مي داد. پديدار شناسي روح ايراني راز و رمز هاي عجيبي دارد. سالها به درون عقب مي كشد و ناگهان با يك بهانه زنده بودن و جسارت اش را به تماشا مي گذارد. فيلم آنچنان گرفتار پيشبرد ماجراست كه به خود فرصت نمي دهد تا به اعماق رسوخ كند و به چراهايي بپردازد كه يك حادثه را امكانپذير مي كند. فيلم در سطح تعريف ماجرا آنچنان ماهرانه شكل مي گيرد كه مخاطب از ياد مي برد آدمهاي فيلم خون و پوست لازم را ندارند و ريشه هايشان را در زندگي جمعي باز نمي يابند. حتي آنها نمي توانند تبديل به امر نمادين شود كه ما بتوانيم در ديالكتيك ذهني كه با نقش آفرينان ماجرا بر قرار مي كنيم از پراكندگي به انسجام و از جز به كل راه بكشيم.
فيلم اگر از تعدد شخصيت هايش مي كاست و به درام عمق بيشتري مي بخشد فيلمي ماندگار مي شد و امروز اين چنين كهنه به نظر نمي رسيد. فيلم از نظر صاحب اين قلم از ماجراي غرق شدن پسر بچه آغاز مي شود و اگر صحنه هاي معرفي كاراكترها اين چنين سر دستي انجام نمي شد و ما از طريق گفتارهاي وحشت زده آدمها به ديروز آنها پي مي برديم الي مي توانست نماد يك قرباني در يك جامعه بشدت من زده باشد ولي چون ما الي را مشاهده مي كنيم و از او هيچ نمي يابيم كه ما را از نظر حسي و فكري به اين كاراكتر نزديك كند٬ كليت فيلم تاثير گذاريش را براي ما از دست مي دهد. اما ارزشهاي فيلم از نظر تكنيكي بسيار قابل توجه است٬ صحنه نجات كودك و هرج و مرجي كه در فضا موج مي زند بخوبي فروماندگي كاراكترها را بازتاب مي دهد. فيلمبرداري٬ تدوين و بازيها همه يكدست و ماهرانه انجام مي شود. " درباره الي " نشان مي دهد كاركردان فيلم به كار خود كاملا تسلط دارد. حوادث اخير اگر بتواند تاثيرات لازم را در او برجا بگذارد بي ترديد در اثر بعدي ما شاهد خواهيم بود كه يك فيلم خوش ساخت به عمق لازم هم دست مي يابد. عمقي كه ماندگاري هر اثر را تضمين مي كند.
در راه برگشت به خانه به طور اتفاقي " بهزاد فراهاني " را مي بينم كه سينما و تئاتر كشور هنوز نسبت به آنچه كرده اداي دين نكرده است. شوخ طبعي اش نشان مي دهد هنوز تاثير گذار و با روحيه مانده و نامرادي ها تاثيري در او نگذاشته و همچنان آماده ايفاي نقش خود بوده و خواهد بود. گپ و گفتي هم با " تاجبخش فنائيان " مي زنيم كه نمايش مرغ مينايش روي صحنه است. به ياد همه نقدها و مصاحبه هايي مي افتم كه در دهه شصت قلمي كرده ام. كساني كه در آن روزگار در آغاز راه بودند و امروز براي خود نامي پيدا كرده اند. خاطرات را با هم مرور مي كنيم و از خود مي پرسم آيا نسل جوان معرفي كننده دارد؟ " سرهنگي " و " ابراهيميان " را مي بينيم و همصحبتي با آنها تلخي ها را از دل مي زدايد. به خانه باز مي گرديم و تا ساعتي در باره فيلم درباره الي گپ مي زنيم. ديدن اين فيلم را به همه توصيه مي كنم.