هزاران گوش آماده شنیدن و هزاران دهان آماده پرسیدن
ذهن ها از خیابانها به خانه برگشته اند تا در آرامشی که به خود می دهند در یابند در پس اینهمه هیجان و اضطراب و بیم و امید چه اتفاقی افتاده است٬بادهایی که در سطح شهرها وزیدن گرفتتند در ذهن ها تبدیل به طوفان شدند.طوفانی که همه عادت ها را در هم می ریزند و هر چیز که تا کنون آشنا بودند بیگانه می کنند.مفاهیمی که در خیابانها از ذهن ها به پرواز درآمدند به خانه باز می گردند تا گوشت و جان پیدا کنند.سکوتی که امروز در همه جا نشانه هایی از خود بروز می دهد حجابی است بر کلنجارهای سهمگین در ناخودآگاه . مفاهیم تبدیل به پرسش می شوند و پاسخ های تا کنون قانع کننده سترونی شان را از همان آغاز به رخ می کشند و هیچ چیز هراسناک تر از نبود پاسخ نیست. اماپاسخ ها اختراع خواهند شد و بن بست ها فرو می ریزند. تنهاباید به خود و جامعه فرصت داد. یکبار دیگر تاریخ معرکه گرفته است و می خواهد مسیری دگرگونه بیابد و ما را به بازی فرا می خواند و ما به این بازی با صبوری و آهسته و بدون خشم پاسخ بله می گوئیم .بدون شتاب چراکه هیچ تعجیلی در کار نیست.
دیالکتیک ذهن و عین از رخوت و خواب زدگی برخاسته است تا هم واقعیت را به گونه دیگر بشناسد و هم به جای تفسیر واقعیت آنرا تغییر دهد.اصلاحات رخت سازش و مصلحت اندیشی از تن بیرون می کند و از دیوانسالاری فرسوده فاصله می گیرد تا انقلابی در ذهن ها در بیفکندو لباس اقتدار و روشنگری بر تن کند.مرزهای خودساخته فرو می ریزند آنهم به دست کسانی که پیش از دیگران به این مرزها نیازداشتند.آنها دارند بدست خود اصلاح طلب محافظه کار را شجاعت می آموزند و آنهم شجاعتی با چشمهای باز و هوشیار٬آنها را وطن مولوف شان تبعید می کنند تا دربدری بیاموزد آنها را که باید خانه دگر بنا کنند. این انقلاب اصلاح طلبان درهسته داغ قدرت اتفاق نمی افتد بلکه در جان مردم شعله ور می شود. امروز همه می دانند با گرفتن مسئولیت و خزیدن در لایه پنهان و آشکار قدرت نمی توان چیزی را تغییر داد. امروزبجای قدرت اصلاح طلبان مجبورند با مردم حرف بزنند .نماینده مطالبات خاموش و بر زمین مانده آنها شوند. سختی ها این نمایندگی را تاب بیاورند و باور کنند نمی توان هیچ چیز را دگر کرد مگر با تغییر خود.
سوی دیگر ماجرا امید برانگیزتر است.قدرت یکپارچه باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشد. دیگر هیچ بهانه ای برای ناکارآمدی ها و نابلدی ها پذیرفتنی نیست . دیگر نیازی نیست نخبگان را از حاشیه قدرت برانید خود آنها به اعماق جامعه باز خواهند گشت .دیگر نقدها همراهانه نخواهد بود بلکه پرسشگرانه طرح خواهند شد و پاسخ خواهند طلبید. آنها با صراحت خواهند گفت :وقتی همه قدرت را در اختیار دارید و هیچکس را به حریم تان راه نمی دهید باید در برابر ضعف ها و عفب ماندگی ها به تنهایی جوابگو باشید. هر شعاری می دهید هزاران گوش خواهد شنید و خیلی زود هزاران دهان صریح و شفاف خواهند پرسید پس چه شد. روزهای دشوار در پیش دارید و باید تصمیم های بزرگ اقتصادی بگیرید. باید واردات را کاهش دهید ٬باید قیمتها را واقعی و دستمزدها را غیر واقعی تر کنید.باید مطلبات بسیاری را پاسخگو باشید ،مجبورید از سلبیت به ایجابیت گذر کنید.فرصت زیادی در اختیار ندارید.باید بگوئید با فساد،رانت خواری و شکاف های حاد طبقاتی چه خواهید کرد. همه اینها را در غیاب حضور همدلانه نخبگان خواهید کرد و آنروز در خواهید یافت چقدر تنهایی سخت و دشوار است.تا آنروز ما وضعیت را مدام در میز تشریح خواهیم گذاشت و با نقد فعال نشان تان خواهیم داد در غیاب نخبگان چه محصولی توانستید بدست آوردید واز این به بعد درو خواهید کرد.تا آنروز