تحلیل های یاوه منطق خود را از نظرگاه واژگونه می گیرند
رویدادهای اخیر چارچوب های تحلیلی دقیق تری می خواهد که هنوز متاسفانه به دلیل سیر پرشتاب حوادث شکل نگرفته اند و به این دلیل نوعی گنگی و ابهام در تحلیل ها وجود دارد که باید مورد واکاووی قرار بگیرد.در تحلیل های آنهایی که برون مرزها زندگی می کنند یک نوع سندروم دوری از صحنه وجود دارد که باید آنها را در معرض تصحیح قرار داد تا فضای ناروشن موجود را به گنگی بیشتر نکشاند.
به طور نمونه این تحلیل گران براساس مقتضیات جغرافیایی شهر تهران دست به داوری می زنند و به آن صبغه طبقاتی و اقتصادی می دهند. در حالی که شهر تهران به دلایل گوناگون تقسیم بندی طبقاتی را برنمی تابد و در مناطق مختلف اقشارهای فرادست ،میانی و حتی فرودست در کنار هم زندگی می کنند. ریشه بسیاری از بی تابی ها را در همین امتزاج باید جستجو کرد. به طور نمونه در مناطق شهرک غرب و سعادت آباد،تجریش و.. به دلیل واگذری زمین به تعاونی های مراکز دولتی و تولیدی اقشار میانی جامعه در کنار افراد مرفه زندگی می کنند و همین نزدیکی باعث غلیانهایی می شود که هیچ تحلیل گری آنها را مورد توجه قرار نمی دهد. واقع شدن در مراکز شمالی تهران و غرب و شرق به معنای مرفه بودن نیست و در حال حاضر منطقه ای مثل نازی آباد از نظر میزان افراد مرفه کمتر از مناطق شمالی نیست .
ندیدن این امتزاج طبقاتی جارچوب های تحلیلی را از همان آغاز با شکست روبرو می کندو یافته های علمی نشان می دهد وقتی افراد در کنار فرادستان زندگی می کنند واز چگونگی زندگی شان مطلع می شوند و کردارهای نمایشی آنها را می بینند گرفتار نارضایتی فعالی می شوند که در رویداد های مختلف سرریز می کند. به این دلیل در همه رویداد هااین مناطق بیشتر غلیانهای شهری را تجربه می کنند تا مناطق دیگر.در این غلیانها اگر خوب رصد کنیم در می یابیم چه کسانی خشم خود را نسبت به مباسبات ناعالانه بروز می دهند. تا زمانی که این مشکل مورد مطالعه قرار نگیرد و راه حلی برای آن یافت نشود این مناطق در هر حادثه ای فعال تر از بقیه نقاط درگیر ماجرا می شوند. ماجرا را سرو ته دیدن تحلیل را با مشکل ساختاری روبرو می کند که گاهی تا حد یاوه گویی پیش می رود
به طور نمونه این تحلیل گران براساس مقتضیات جغرافیایی شهر تهران دست به داوری می زنند و به آن صبغه طبقاتی و اقتصادی می دهند. در حالی که شهر تهران به دلایل گوناگون تقسیم بندی طبقاتی را برنمی تابد و در مناطق مختلف اقشارهای فرادست ،میانی و حتی فرودست در کنار هم زندگی می کنند. ریشه بسیاری از بی تابی ها را در همین امتزاج باید جستجو کرد. به طور نمونه در مناطق شهرک غرب و سعادت آباد،تجریش و.. به دلیل واگذری زمین به تعاونی های مراکز دولتی و تولیدی اقشار میانی جامعه در کنار افراد مرفه زندگی می کنند و همین نزدیکی باعث غلیانهایی می شود که هیچ تحلیل گری آنها را مورد توجه قرار نمی دهد. واقع شدن در مراکز شمالی تهران و غرب و شرق به معنای مرفه بودن نیست و در حال حاضر منطقه ای مثل نازی آباد از نظر میزان افراد مرفه کمتر از مناطق شمالی نیست .
ندیدن این امتزاج طبقاتی جارچوب های تحلیلی را از همان آغاز با شکست روبرو می کندو یافته های علمی نشان می دهد وقتی افراد در کنار فرادستان زندگی می کنند واز چگونگی زندگی شان مطلع می شوند و کردارهای نمایشی آنها را می بینند گرفتار نارضایتی فعالی می شوند که در رویداد های مختلف سرریز می کند. به این دلیل در همه رویداد هااین مناطق بیشتر غلیانهای شهری را تجربه می کنند تا مناطق دیگر.در این غلیانها اگر خوب رصد کنیم در می یابیم چه کسانی خشم خود را نسبت به مباسبات ناعالانه بروز می دهند. تا زمانی که این مشکل مورد مطالعه قرار نگیرد و راه حلی برای آن یافت نشود این مناطق در هر حادثه ای فعال تر از بقیه نقاط درگیر ماجرا می شوند. ماجرا را سرو ته دیدن تحلیل را با مشکل ساختاری روبرو می کند که گاهی تا حد یاوه گویی پیش می رود
+ نوشته شده در 2009/7/7 ساعت 22:55 توسط محمد آقازاده
|