مرگ مایکل جکسون پایان یک دوران و آغاز یک چالش بزرگ!
" مایکل جکسون " مرد! مرگ این آوازخوان معروف امریکایی در اوج بحرانهای اقصادی و خیزش دوباره توده ها٬ که از یک خواب دیرپای زمستانی بر خاسته اند٬ چه معنایی می دهد؟ شاید در این اتفاق هیچ معنایی جز یک رویداد کاملا پزشکی نتوان یافت. ولی نمی دانم چرا این مرگ خبر از وقایع بزرگ می دهد. جامعه نمایشی دارد تغییر ماهیت می دهد. اعتراضات و هیجانهایی که در کلیپ ها و شوهای تلویزیون رخ می داد تا جای اعتراضات واقعی را بگیرد با مرگ مایکل که چهره دوگانه داشت٬ از یک سو مشکلات اخلاقی و مالی و از سوی دیگر رفتارهای بشر دوستانه٬ دوباره به سمت واقعیت تغییر جهت می دهد. دنیای پست مدرن که مرگ فراروایت و خوشباشی ها مصرف گرایانه را توجیه ایدلوژیک می کرد٬ دارد ناپدید می شود و توده ها که زیر تازیانه بحرانهای اقتصادی بیدار شده و یا می شوند رفتارهای آزادیبخش خود را بعد از یک غفلت تاریخی باز می یابند.
" مایکل " بر خاستن از گور را در یکی از کلیپ هایش به تماشا گذاشت. امروز شبح چپ دارد از زیر زمین ها بر می خیزد و بنیان های نظام سرمایه داری رابه چالش می خواند. اما این چالش تنها پهنای اقتصادی را در بر نمی گیرد. امروز جنگ با یک از خود بیگانگی فراگیر مقدمه نبرد خونین با اقتصاد سیاسی است که لقمه نانی به جلوی گرسنه ها پرت می کند تا خود به یغماگری بزرگش ادامه داد. این تازه آغاز ماجراست. بحرانهای مالی خیلی زود تبدیل به بحران انسانی خواهند شد و خیزش تورم افسارگسیخته زندگی را برای فرودستان غیر ممکن خواهد کرد و با این غیر ممکنی٬ حکومت های آسان را نیز به پایان خواهد رساند. امروز نبرد در جهان٬ نبرد انسان با بربریت و توحش است و با مرگ جکسون حس می کنم این توحش نقاب از چهره بر داشت!
رویدادهای بعد از انتخابات بسیاری از مسایل فوری را از یاد برده است. بزودی دولت ناچار خواهد شد هزینه های خود را بکاهد٬ قیمتها را واقعی کند و معنای این اقدام یعنی کاهش سطح زندگی اقشار میانی و فرودست جامعه. وقتی این اتفاق بیفتد توده ها که از انتخابات ناراضی خواهند ماند٬ همدست های بیشتری برای همراهی خواهند یافت و اگر برای این حل نارضایتی فکر عاجل نشود خیلی زود شعله های خشم در یک بی تفاوتی فعال٬ نظام اجرایی را ناکارآمدتر خواهد کرد و این فرایندی خود ویرانگر را برخواهد انگیخت . وقت زیادی برای حل این معضل وجود ندارد و اگر این معضل با معضلات دیگر پیوند ساختاری برقرار کند دیگر حل هیچ معضلی آسان نخواهد بود. توجه جهان به رویدادهای ایران بیش از هر چیز نشان می دهد جهان منتظر رویدادی است که آنها را به قیام آزادیبخش فرا بخواند. جهان سرمایه داری در آستانه یک قیام به رویدادهای ایران خیره مانده و آن را درک نمی کند٬ چرا که سرنوشت خود را بطور مبهم در آن باز می یابد.