حفظ آرامش و پرهیز از خشونت باید از سوی همه طرفهای ماجرای اسفبار انتخابات جدی گرفته شود. هیچ چیز بدتر از بی نظمی  و میدان دادن به هیجانهای رام نشده نیست .ولی نمی تواند برای دستیابی به آرامش از یک طرف درگیری انتظار داشت که از حق خود بگذرد و وضع موجود را تنها به رسمیت بشناسد. آنهم در حالی که طرف دیگر هر چه بخواهد انجام می دهد. اکنون خبرگزارها و روزنامه های طرفدار دولت از ادبیات تحریک کننده بهره می گیرد و با رجز خوانی بنادارند احساسات جریحه دارشده توده های طرفدار موسوی را لگد مال کنند. وقتی این توده ها را خار و خاشاک می خوانند چطور می توان از آنها خواست آرام بمانند و هیچ کاری نکنند جز سکوت در برابر همه اهانت ها.

 قضاوت در مورد افراد باید در میزان پایبندی آنها نسبت به امنیت ملی صورت بگیرد. برخوردهای خشن غیر ضروری ،سخن های حماسه ای بر زبان آوردند و هیچ حقی به طرف مقابل قائل نشدند عین بی عدالتی است. اگر قرار است کسانی در برابر اعتراض های موجود مواخذه شوند باید آنها که از ادبیات تحریک کننده بهره می برند سهمی از این مواخذه را نصیب ببرند.اگر وزارت کشور اجازه برپایی تظاهرات فانونی و مدیریت شده را می داند نه زمین به آسمان می آمد و نه آسمان به زمین.،تنها آنها تخلیه روانی می شدند و نهادهای مسول در می یافتند چه میزان شهروندپشت ای اعتراض هاست .وقتی هواداران دولت هرگاه بخواهند جمع شوند از همه امکانات بهره می برند و صداو سیما هم در اختیارشان قرار می گیرد. طرف دیگر احساس بی عدالتی می کند. امکانات باید به صورت عادلانه بین ملت تقسیم شود. اگر چنین شود آرامش در کشور برقرار می ماند و نهادهای قانونی ملزم می شوند به بی عدالتی ها رسیدگی کنند.

انقلاب اسلامی در سال 57 مردم را سیاسی کرد و میزان مشارکت مردم در انتخابات این سیاسی شدن را به تماشا گذاشت. نباید سیاست ورزی به صورت انحصاری در اختیاز یک بخش از جامعه قرار بگیرد . امروز هستی فوری جامعه در خطر است. هیچ خطری بالاتری از آن نیست که ملت دوپارچه شود و این حس در یک بخش جامعه شکل بگیرد که هیچ سهمی از توجه حاکمیت معطوف به آنها نیست. با جل این معضل و پرهیز از رجزخوانی آرامش به کشور باز می گردد ولی اگردو طرف به این ضرورت گردن نگذارند هیچ فشار قانونی و غیر قانونی نمی تواند امنیت را تضمین کند. همه باید چراغ عقل را روشن نگاه دارند . همه با هم داریم به طرف پرتگاه می غلتیم. هیچکس در امان نخواهد بود. بجای دستگیری نخبگان باید آنها را قانع کرد که به صحنه بیایند و در حفظ آرامش جامعه بکوشند . در غیر این صورت طغیان بی سر خواهد شد و نیروهای ناشناخته این تنه را خواهند ربود و کشور را به سویی خواهند برد که هیچکدام خواهان آن نیستیم.