وعده هاي اقتصادي آن نقطه طلايي است كه همه نامزدهاي انتخاباتي روي آن تمركز كرده اند. وعده ها داده مي شود كه اين مقدار پول و يا آن مقدار و يا با اين شيوه و يا آن شيوه بين مردم توزيع خواهد شد. آنها كه اين وعده ها را مي دهند هيچگاه از خود نمي پرسند آيا با توزيع پول بين مردم٬ جامعه به توسعه همه جانبه خواهد رسيد؟ آيا گرفتن پول بدون برانگیختن خلاقيت٬ سخت كوشي و بالا بردن بهره وري٬ نظام اقتصادي را به تباهي نمي كشاند؟ آيا بجاي مانور دادن روي پخش پول٬ نبايد روي توليد ثروت و افزايش امكانات تمركز كنيم؟ " اين پرسش پاسخ روشن دارد٬ چرا كه توزيع پول هم سهل است و هم راي آور٬ ولي آنهايي كه به آينده كشور مي انديشند مي دانند اين وعده ها تحقق نخواهد يافت. چرا كه هم اكنون  منابع كافي براي بهسازي صنعت نفـت٬ مدرن كردن شيوه حمل و نقل مسافر و كالا٬ تامين زير بناهاي كافي٬ مثل تامين برق و آب وجود ندارد٬ چطور مي توان به توزيع پول انديشيد و توسعه كشور را به تعطيلي كشاند؟

بخاطر مصلحت اصلاحات نمي خواهيم بپرسيم چرا نامزدهايي كه وعده ی دادن پول به مردم را مي دهند از واقعي كردن نرخ دستمزد سخن نمي گويند٬ دستمزدهايي كه آنقدر بي معني شده اند كه هر طرحي را براي افزايش بهره وري نيروي انساني سالبه به انتفاع موضوع كرده است. پرداخت پول به مردم يعني نيازمند كردن هميشگي آنها به نهادهاي دولتي است و چه كسي است نداند دمكراسي٬ حقوق بشر و پايگيري نهادهاي مدني در گروي قطح وابستگي مردم به دولت و در مقابل نيازمند كردن دولت به مالياتهايي است كه از مردم مي گيرد. اين شعار را همه شنيده ايم كه بدون ماليات٬ دمكراسي معنا ندارد. در پشت شعارهاي مردم پسند و راديكال٬ يك محافظه كاري عميق لانه كرده است. محافظه كاري كه برآنست  آنقدر شهروندان را نيازمند قدرت كند كه آنها به هيچ عنوان تمايلي براي كاستن اندازه هاي قدرت موجود نداشته باشند.

تقسيم پول آنهم يكسان نهادينه كردن شكاف طبقاتي است كه هر روز فربه تر مي شود. دولتي كه قدرت پرداخت حقوق كارگران٬ معلمان و كارمندان را چه با نرخ واقعي و چه غير واقعي ندارد چرا مي خواهد به همه مردم پول بدهد؟ چون دستمزد فرد را دچار استقلال دروني مي كند و چون او مي پندارد در مقابل كار حقوق مي گيرد٬ تقاضاي تشكيل سنديكا و شوراهايي را مي كند تا با اعمال فشارهاي مدني اين حقوق را متناسب با تورم تغيير دهند. مي توان با بررسی ساختارهاي شعارهاي راديكال به لايه هاي عميقتري دست يافت كه وضع موجود را مي خواهد دائمي  كند. بحث مفصل در اين مورد را بايد گذاشت به فرداي انتخابات تا جريان اصلي كه بر آنست در پوشش خرد گرايي٬ امكان تحول واقعي را فراهم سازد درگير مسايل حاشيه اي نشود.آنهایی که از نقد درون اصلاحات سخن می گویند نمی دانند این نقد متقابل آنچنان ویرانگر باشد که همه آرزوهای دوستان به ظاهر رادیکال را به راحتی آب خوردن بر باد دهد. اتحاد هنوز هم ضروری ترین راهبرد برای اصلاح طلبان است