هوادار خوش قلب احمدي نژاد از من بپرس چرا او را نقد ببخشيد تخريب مي كنند
صبح كه از خانه زدم بيرون٬ همه جا عكس هاي بزرگ احمدي نژاد بود و مي دانم هيچ نهاد مسئولي اعتراض نخواهد كرد و بيانيه اي هم صادر نخواهد شد. در ميدان ولي عصر اعلاميه هاي بزرگي با حجم انبوه بر سينه ديوارها تمام قد ايستاده بودند روبروي مردم. در اين اعلاميه آمده بود " هم وطن عزيزم مي دانيد چرا احمدي نژاد را تخريب مي كنند؟ " و بعد با يك سوتيتر درشت پرسيده بودند " چرا از احمدي نژاد مي ترسند؟ " مي خواهم جواب اين پرسش ها را بدهم٬ بخاطر هواداران خوش قلبي كه واقعا رئيس جمهوري را دوست دارند و از او بدون هيچ توقعي حمايت مي كنند. روي سخنم با آنهاست نه با آنهايي كه پستي دارند و آنقدر در اين چهارسال سفر داخلي و خارجي رفته اند كه حالشان از كلمه سفر به هم مي خورد. بگذريم از چيزهاي ديگري كه بدست آورده اند و ما بي خبريم .آنها حق دارند از موقعيت شان دفاع كنند به اسم دفاع از احمدي نژاد!!!!
دوست عزيزم كه حامي صادق احمدي نژادي
با تو حرف مي زنم چون هم جنس توام. در اين بازي هر دو وارد شده ايم بدون آنكه توقعي داشته باشيم ٬ نه پست و مقام مي خواهيم و نه وام بانكي و نه هيچ چيز ديگر. نه! اشتباه كردم چيزهايي مي خواهيم. دلمان مي خواهد ايران سربلند شود٬ ارزشها كمرنگ نشود. عدالت پس بنشاند همه بي عدالتي ها را. آنهايي كه سفره شان خاليست چيزي براي خوردن بيابند و سر پناهي براي زندگي. آقازاده ها و خاله زده ها و رفاقت و باند بازي جايي هم براي شايسته سالاري بگذارد. هزاران جواني كه در خيابانها براي دفاع از موسوي٬ كروبي و رضايي و مثل تو از احمدي نژاد پا به ميدان گذاشته اند آمده اند تا آنچه گفته ام تحقق يابد. هيچ نمي خواهند جز فرداي مطمئن و بهتر. در پايان انتخابات هيچ كس به ياد نخواهد آورد ما چه كرده ايم. دور و بري هاي طرف پيروزي همه چيز را بدست خواهند آورد و حاميان صادق چشم مي گرداند ببينند آيا اميدهايشان تحقق يافته است و يا خير! دچار حسرت خواهند شد و يا خير...مي گذاريم براي بعد.
يادم مي آيد سالها پيش امام (ره) كه اين روزها در حوالي سالگرد رحلت اش هستيم فرمود نه تنها نقد آزاد است بلكه تخطئه هم جايز شمرده مي شود. چرا كه بدون اين نقدها٬ به قول شما تخريب ها٬ اسب غرور مديران را دچار اوهام مي كند و با اين نقد آنها در مي يابند آنگونه كه چاپلوسان مي گويند معجزه گر نيستند. مثل انسانهاي ديگرند و تنها قدرت امكانات بيشتري در اختيارشان قرار داده است براي خدمت كردن. چهار سال پيش با همين نقد و يا بقول شما تخريب احمدي نژاد توانست بازي را از هاشمي رفسنجاني ببرد. از مافياي نفت گفت٬ از رانت خواران٬ از مافياي نفت٬ از آمارهاي دروغ٬ از آوردن پول نفت به سفره مردم و از ساده زيستي .... چهار سال از آن ماجرا گذشته است٬ همه مي دانيم امروز روز پرسش از اين وعده هاست. امروز هر كس حق دارد بپرسد اگر ثروتمندي بد است٬ چرا بايد وزير ميلياردر داشته باشيم٬ اگر دروغگويي بد است چرا وزيري در مورد مدرك اش دروغ گفت آنهم در دولت طرفدار عدالت. حق داريم بپرسيم ساده زيستي چرا نتوانست از صدها ميليارد دلار درآمد نفتي به نفع فقرا بهره ببرد و واردات بي وقفه بجاي آنكه سفره اين فقرا را غني كند يخچال سايد باي سايد ثروتمندان را پر از كيوي٬ سيب لبناني٬ موز و پرتقال اسرائيلي كرد و ماشين هاي بي ام و و بنز جلوي چشم های حسرت زده مانور تجمل دادند.
من هم از احمدي نژاد مي ترسم چرا كه با به هم ريختن همه نظم هاي معنادار اداره امور را مختل و همه نخبگان را منزوي كرده است. چرا كه گوش اش بدهكار انتقادها نيست. مدام مديرانش را عوض مي كند و نمي گذارد ثباتي در كشور پاي بگيرد. من در دولت خاتمي نقد كردم و از روزنامه ايران اخراج شدم. حتي در دهه شصت بيشترين انتقادها را از دولت موسوي در روزنامه كيهان كه سرپرست اش وزير ارشاد همين موسوي بود قلمي كردم. حق ماست كه نقد كنيم و اگر اين نقد هزينه اي داشته باشد بپردازيم٬ هر چند كه هيچگاه پاداشي نصيب مان نمي شود جز پاداش زنده ماندن روح نقادي. امروز كه با تمام توانم از موسوي دفاع مي كنم٬ بخاطر اين دفاع بايد متعهد باشم كه اگر او بر سر كار آمد از وعده هايي كه داده است تخطي نكند و اگر كرد سلاح نقد را عليه او شليك كنم. اگر شما كه بي توقع وارد صحنه انتخابات شده ايد و براي خودتان هيچ نمي خواهيد جز سر بلندي كشور٬ به موقع احمدي نژاد را نقد مي كرديد امروز ناچار نبوديد از نقدها اين چنين بهراسيد. نقد راه نجات كشور است٬ درها را به روي آن نبنديم كه با اين كار فرداي بهتر از دست مي رود. زنده و پيروز باشيد.