تردید نکنید خاتمی رئیس جمهور می شود حتی اگر قدرت با همه زورش نخواهد!
" مطمئنم خاتمی رئیس جمهوری می شود "٬ حسی به من می گفت این گزاره تحقق خواهد یافت. این حس در هوا موج می زد. حتی خود خاتمی این گزاره را قبول نداشت. فضا طوری نبود کسی بپندارد می توان راهی جدا از آنچه قدرت می خواهد رفت. نا امیدی در هوا موج می زد. می گفتند خاتمی رای می آورد ولی نمی گذارند رئیس جمهوری شود. یکی از پیشکسوتهای مطبوعات که بسیار اهل حساب و کتاب بود و خوب مسایل را می دید رو به من گفت : " شما روزنامه نگار نابغه اید ولی راز سیاست را نمی دانید." کلمه نابغه را بر زبان می آورد تا بتواند بگوید سیاست را نمی فهمید. اگر آن آداب دانی ذاتی اش نبود٬ می گفت: " شما بچه ها چه می فهمید سیاست یعنی چه! " حق با او بود٬ ولی چیزی را در محاسبات اش داخل نمی کرد٬ یعنی قدرت شگفت انگیز مردم در خلق حماسه را. قدرتی که به ندرت اتفاق می افتد ولی اگر رخ دهد هیچ سد غول پیکری نمی تواند جلویش را بگیرد.
اکنون دوازده سال از آن ماجرا گذشته٬ این پیشکسوت بزرگوار چشم از جهان بسته است و همه موهای سیاه من سفید شده است. هرگز فراموش نمی کنم بعد از پیروزی خاتمی به نزدم آمدم وگفت: " من اشتباه کردم حق با شما بود! " چقدر این کلامش برای من شوق برانگیز بود٬ نه برای اینکه حدس ام تحقق یافته بود٬ بلکه از شجاعتش پر از شوق شدم٬ برای مردی با سن و سال او اعتراف به خطا بودن تحلیل اش٬ عظمتی می خواست که کمتر در کسی می توان یافت. اکنون همان ماجرا دارد تکرار می شود٬ همه می دانند قدرت بر آنست احمدی نژاد بماند. با همه ابزارهایی که در اختیار دارد بنا دارد این خواست را محقق کند٬ اگر مردم بخواهند و موج اراده مردمی شکل بگیرد و من های خسته و جدا افتاده ما شوند٬ هم چیز ممکن خواهد شد و یکبار دیگر اصلاحات مرده با دم مسیحایی مردم زنده خواهد شد.
اما نکته ای در کلام آن روزنامه نگار بود که به سادگی نباید از آن گذشت. بله اگر مردم بخواهند همه چیز ممکن می شود ولی اگر بعد از پیروزی مردم را به مرخصی بفرستیم و بجای تحقق اصلاحات وعده شده٬ انحصار طلبی٬ باند بازی و... جای مشارکت عمومی٬ جای عقل جمعی و جای با هم بودن را بگیرد قدرت می تواند جلوی پیشروی اصلاحات را بگیرد و دوباره در جانها بذر نا امیدی بپاشد و فضا را به گونه ای شکل دهد که حتی خود را در معرض آسیب و فروپاشی جدی قرار بدهد و حداقل عقلانیت را از خودش و از دیگران دریغ کند. ما می توانیم مسند ریاست جمهوری را از احمدی نژاد پس بگیریم ولی آن خصلتی که در او به تمامی وجود دارد٬ یعنی سلیقه گرایی٬ خوش بینی بدون دور اندیشی٬ هیاهیوگرایی بجای صبوری را از روح و روان خود پالوده نکنیم و همه چیز را در حلقه محدودی از خودی ها محدود کنیم خیلی زود اصل یعنی احمدنژاد دیگر جای بدل را خواهد گرفت. اگر واقعا باور کنیم ایران برای ایرانیان است آنگاه تغییر رخ می دهد٬ تغییری که راهی برای بازگشت ندارد. اگر به یاد داشته باشیم آگر لقمه نانی از فرودستان دریغ شود و اگر حرمت منتقدان حفظ نشود همانجایی خواهیم بود که قرنها بوده ایم. دوم خرداد روزی نیست که به هم شادباش بگوئیم بلکه روزی است که باید خطاهایمان را حسابرسی کنیم تا دریابیم چرا از موج اصلاحات احمد نژاد سر بر آورد٬ تا دیگر نگذاریم این قصه تلخ دوباره تکرار شود.