*در جریان انتخابات دولت بیشترین حمله را متوجه هاشمی رفنسجانی خواهد کرد. با بی تفاوتی این حربه را می توان بی اعتبار کرد.

*رایحه خوش خدمت در پشت نقاب بی تفاوتی از یک هراس فعال در رنج است.

تاکتیک تبلیغاتی احمدی نژاد و تیمش اگرچه در نفس خود هوشمندانه است ولی پاشنه آشیل مشخصی دارد که اگر خوب به سمت آن تیر اندازی شود این جنگجوی به ظاهر بی تفاوت در روز بیست و دوم خرداد به سادگی آب خوردن شکست خواهد خورد. آنها با اعتماد به نفس وصف ناپذیری از پیروزیشان سخن می گویند٬ گویی تقدیری محتوم پیروزی را برای آنها تضمین کرده است و برای اینکه این اعتماد به نفس را تقویت کنند خود را در ظاهر٬ نسبت به انتخابات بی تفاوت نشان می دهند. اما در باطن می دانند پیش از پیروزی شکست در گردونه تاریخ به انتظارشان ایستاده است. باید ماهیت این بی تفاوتی مدیریت شده را مکشوف کرد و نشان داد نیروهای فرا زمینی هیچگاه طرف وعده های تحقق نیافته و عملکرد معیوب نخواهد ایستاد.

آنها حمله به نامزدها را به صدا و سیما٬ خبرگزاری های رسمی و روزنامه های مشخص خواهند سپرد و برای دو قطبی کردن انتخابات بنا دارند پای هاشمی رفسنجانی را به میدان بکشند و از یک سو٬ دلیل همه ناکارآمدی هایشان را به او نسبت دهند و از سوی دیگر مدیریت پشت صحنه سه نامزد دیگر را به رئیس مجلس خبرگان ارجاع دهند تا کانونی برای حمله بیابند٬ چرا که سه نامزد دیگر نقطه ضعف جدی ندارند که روی آن بتوان زوم کرد و از طرف دیگر٬ عملکرد چهارساله شان آنقدر هدف را بزرگ کرده است که هر کس به راحتی می تواند هدف را نشانه برود. اصلاح طلبان در این مورد ضمن ادای احترام٬ باید این زمین راخالی بگذارند و وارد هیچ مناظره ای نشوند تا بخاطر عدم واکنش٬ آنها نیروی روانی لازم را برای تداوم این خط نیابند. در ضمن انتخابات مجلس خبرگان نشان داد عملکرد دولت نهم کاملا چهره هاشمی را بازسازی کرده است.

هر دو نامزد اصلاح طلب باید از مناظره پیرامون سیاست خارجه بپرهیزند و تنها به این نکته اشاره کنند که این میدانی نیست که دولت در آن سهمی داشته باشد. اگر سهمی وجود دارد آسیب پذیر کردن اهداف کلان نظام در سیاست خارجه است. در مناظره با احمدی نژاد باید بازی را به میدان اقصاد و یک تورم بیست و پنج درصدی کشاند. از کابینه متزلزل اش سخن گفت و از او پرسید چرا تاکنون هیچ نامی از مافیا را بر زبان نیاورده است و چرا پول نفت به سفره های مردم نیامد و چرا در خیابانها و در دانشگاه به شهروندان بر خلاف وعده های انتخاباتی اش بی حرمتی شد. در مناظره با او باید بسیار خونسرد بود و تنها به طرح پرسش های مشخص بسنده کرد. او با حربه خونسردی وارد صحنه می شود٬ باید با خونسردی بیشتری این حربه را از او گرفت. دلایل معتدد وجود دارد که دولت نهم ساده زیست نبوده است. مثل استفاده از هواپیمای اختصاصی. نیاید با او از تئوری اقتصادی سخن گفت. باید به گونه ای سخن گفت که کشاورزان ورشکسته شده بخاطر واردات بی رویه٬ کارمندان تحقیر شده و کارشناسان در حاشیه مانده زندگی ملموس خود را در صحبت باز یابند٬ چرا که نخبگان پیشاپیش رای خود را از دولت پس گرفته اند. این بحث را ادامه خواهم داد.