سالها پیش با زم و سلیمی - خدایش بیامرزد - به مجلس رفته بودیم. اصلاح طلبان در آن دوره اکثریت کرسی ها را از آن خود کرده بودند. کار دوستان به دیر کشید و من در گوشه ای ایستاده بودم غرق در غمی ناخواسته٬ تازه از  روزنامه ایران جدایم کرده بودند. دوری از آنجا که دوست می داری آسان نیست. ناگهان کسی به من تنه زد و رد شد. ضرغامی بود صدایش کردم گفتم شما به من تنه زدید دارید بدون معذرت خواهی رد می شوید. مرام به خرج داد و خیلی آسان معذرت خواست و با خنده پرسید شما؟ با لبخندی گفتم "امیلی زاپاتا". اصرارش باعث شد خود را معرفی کنم. گفت تعریف تان را از مهدی سلیمی بسیار شنیده ام و از جوانمردی که در حق او در زمانی که از قائم مقام معاونت سینمایی عزل شد٬ کرده اید مطلع هستم. عجله داشت و رفت.

این دیدار حس خوبی در من ایجاد کرد. از اینکه دل نگران همکار سابق اش است لذت بردم. فردایش سلیمی از منش و جوانمردی ضرغامی بسیار با من گفت. واسطه شد دیداری با او داشته باشم. ماه رمضان بود. افطار را پیش او بودم. یک ساعت و چند نوار موسیقی به من هدیه داد. پیشنهاد کاری را ارائه کرد که از پذیرفتش خودداری کردم. اما این ملاقات حس خوب مرا نسبت به او چند برابر کرد. آن موقع معاون پارلمانی رسانه ملی بود٬ دیگر ندیدمش تا تشیع جنازه سلیمی که دوست اش داشتیم. او خالصانه از یک دوست ستایش می کرد و همه وجودم گواهی می داد راست می گوید. انسان با مرام و لوطی بزرگتر ار هر صاحب منصبی است.

کمتر تلویزیون را تماشا می کنم ولی بخاطر همان حسی که بر شمردم هیچگاه موضعی علیه این رسانه نداشتم. ولی وقتی برنامه  " بیست و سی " با ترفندی ناجوانمردانه با پخش سخنان کروبی سعی بر آن کرد بین موسوی و کروبی٬ دو بال اصلاحات شکاف بیاندازد. پخش گزینشی یک سخنرانی و در کنار آن تبلیغات بی وقفه بسود رئیس جمهوری فعلی٬ با هر تاکتیک سیاسی همخوانی داشته باشد با مرام٬ لوطی گری و جوانمردی همخوانی ندارد. دلم می خواست مهدی سلیمی زنده بود و از او می خواستم به ضرغامی بگوید بخاطر دو روز قدرت دیگران٬ جوانمردی خود را قربانی نکن. می توان ضعف مدیریتی و برنامه های یک جانبه را طوری توجیه کرد ولی این یکی را نه. کاش در این سالها تلویزیون را تماشا می کردم و درک می کردم شاید برخورد فردی هیچ نسبتی با داشتن مرام اجتماعی نداشته باشد. باورهایم خدشه دار شد. مهدی کجایی دیگر ورزشکار بودن پاسخ همه پرسش ها نیست. شاید روزی که در ورزش قلب ات ایستاد می خواستی پیام بدهی ولی ما آنرا در نیافتیم. خدا کند این جفا با اصلاح طلبان جبران شود. مقام ها زود از دست می رود ولی تاریخ هیچگاه هیچ چیز را فراموش نمی کند. آقای ضرغامی نگذارید نامتان به گونه ای ثبت شود که نمی خواهید.