حمله و ضد حمله دولت آبادی و سروش یکبار دیگر جامعه را با نشانه دیگری از انحطاط فزاینده و رو به گسترش روبرو کرد. انحطاطی که همچنان پر شتاب به پیش می رود و هیچ چشم اندازی هم وجود ندارد که بتوان با تدبیری این فرایند را نه متوقف که حتی کند کرد. وقتی بر سر موضوع ساده ای چون انتخابات نمی توانیم به یک گفت و گوی ساده میدان دهیم و با رو در رو قرار دادن منطق های مختلف حتی متضاد بر آن شویم رای و نظر خود برای دیگران قانع کننده کنیم و در این تلاش همیشه این نکته را هم به یاد بیاوریم در هر گزینشی همانقدر مولفه های عقلانی مدخلیت دارد که نیروهای ناشناخته روانی هیچگاه گرفتار عصیان ناخودآگاه نمی شویم و از واژه ها خنجر نمی سازیم و از جمله ها دشنام.

در هر رقابت انتخاباتی باید این نکته بدیهی را به یاد بیاوریم که هیچگاه قدرت استدلال یک فرد نمی تواند و نباید باعث تغییر رفتار کسی دیگر شود و به این دلیل است که دمکراسی را بازیی با قواعد مشخص ولی با نتایج نامشخص می دانند. مشکل ما این است که در نزد ما هم قواعد باری به هر جهت بد تعریف می شود و هم نتایج همه را غافلگیر می کند و کدام جامعه است که با این روش به توسعه مناسب و در خور دست بیابد. چه بخواهیم و چه نخواهیم اصلاحات با حضور میر حسین موسوی و مهدی کروبی دوپاره شده است و جز حذف احمدی نزاد از مسند ریاست جمهوری هیچ چیز این دو جبهه متضاد را به وحدت نمی رساند.

نخبگانی که احساس می کنند به هرطریق ممکن باید در وضع موجود مداخله کنند ناگهان به ورطه ای کشیده می شوند که موضوع اصلی جدال خود را که حذف احمدی نژاد و دولتش است را فراموش می کنند و آنچنان هم را لت و پار می کنند که انسان از خود می پرسد اینهمه کینه از چه آبشخوری سیراب می شود ٬آیا آنها در وسط این جدال نیروی سرکوب در اختیار داشتند فرمان حذف رقیب را صادر نمی کردند.همین حس است که بعد از صد سال تلاش هنوز موضوع اصلی تلاش روشنفکران مبارزه با استبداد است. دشمنی که در خانه وجود تک تک ما لانه کرده است و مرتب از منیت فعالی تغذیه می کند که در همه بیدادگرانه حضور دارد . تا زمانی که با استبداد در خودمان جدال نکنیم و این جدال را به سطح خودآگاهی ملی نکشانیم با همه تلاش ها و سخت کوشی ها همان جایی خواهیم بود که قرنها بوده ایم. وقتی سروش منتقد خود را تاب نمی آورد چرا باید انتظار داشته باشیم حکومت با همه ابزارش اجازه زندگی راحت را به منتقدانش بدهد.

*امروز روز تولد پسرم سينا است .روزي كه با تماشاي قد و بالايش همه تلخي هاي زندگي فراموشم مي شود. او چهار روز بزرگتر از دوم خرداد معروف است روزي كه قرار بود جهان را شبيه روياهايمان كند