"برای اصول گرایان همه چیز مجاز است جز از کف دادن قدرت"٬آنها هر چه بر خود می پسندند بر دیگران نمی پسندند و در مقابل هر چه بر خود نمی پسندند به راحتی آب خوردن به دیگران نسبت می دهند٬جالب ترین نکته در بحبوبه کارگزار انتخاباتی آنست که هر روز تعداد زیادی از هسته داغ اصول گرایی بیرون پرت می شوند تا حداقل عقلانیتی که در این جبهه می توان رصد کرد دیگر نتوان در آن یافت. اگر روز و روزگاری سخن گفتن از رابطه با امریکا جرم نابخشونی تلقی می شد و امروز هم برای دیگران حرام است امروز در روز روشن برای رئیس جمهوری امریکا نامه تبریک فرستاده می شود بدون آنکه آب از آب تکان بخورد. اصل کاری نیست که انجام می شود مهمتر آنست که چه کسی آنرا انجام می دهد.

روزنامه نگاری را به جرم نوشتن یک خبر ساده سالها در بیم و امید نگاه می دارند و خبرنگاری که تابعیت امریکایی دارد و متهم به جاسوسی می شود به راحتی مورد مهرورزی قرار می گیرد و آزاد می گردد و در آنسوی آبها لبخندی به رسانه ها تعارف می کند بدون آنکه هیچ صدایی از اصولگرایانی که بسیاری به اصول پایبند در آید. ما نسبت به آزادی دومی اعتراضی نداریم ولی نمی دانیم در کدام دستگاه استدلالی این دوگانگی را هضم کنیم و از تعجب انگشت به دهان نمانیم .

دراین میان آنچه باعث نوشتن این وجیزه شد نه آشکار کردن خصلت اصول گرایان است که آنها بدون هیچ هراسی خود این کار را بر عهده می گیرند و خیلی بی پرده انجامش هم می دهند. بلکه تعجب ما از رونامه نگارانی است که به اسم اصلاح طلبی بجای آنکه با اردوگاه رقیب وارد چالش شوند دعواهای ساختگی راه می اندازند تا ضمن آنکه نامی در می کنند خود را از خطرات احتمالی برهانند. آنها با یک تیر دو هدف را نشانه می روند هم شهرت خود را تضمین می کنند و هم ناخواسته به اصولگرایان پیغام می فرستند خیالتان جمع باشد نمی گذاریم تیر بار نقدها بسمت شما شلیک شود.

در این میان تیتر اول کردن دعوای سروش و دولت آبادی در روزنامه اصلاح طلب... و یا تخریب موسوی خیلی شفاف و صریح چه سودی نصیب جبهه اصلاحات می کند جز آنکه طرفداران موسوی را بر می انگیزد در زبانی تند و تیز هجوم متقابل را آغاز کنند٬هر چند که برخی ازمیان این طرفداران بدون این تحریک هم بر طبل این اختلافات می کویند ولذتش را می برند و در این میان چه کسی سود می برد از این دعوای پر هیجان جز اصول گرایانی که از قبل پیروزی خود را در لهیب شعله اختلافات درونی اصلاحات سالهاست جشن می گیرند و اگر فضا به همین رویه ادامه پیدا کند باز هم جشن شان را ادامه خواهند داد. حضور همزمان موسوی و کروبی در انتخابات یک ضرورت راهبردیست و باید هر فرد که به آینده کشور متعهد است کمک کند این هر دو حضور ثمر بخش باشد و رای های خاموش را به نفع اصلاح طلبان وارد صندوقهای رای گیری کند تا در این وسط برنده نهایی مردمی باشند که در غیاب اصلاح طلبان روزهای دشواری را تجربه می کنند و اگر چراغ عقل روشن نشود روزهای سخت تری در پیش خواهند داشت.