تباهی میلیاردها دلار توسط مدیران ساده زیست همراه با خوردن چایی و پنیر
جامعه ای که گرفتار یک اقتصاد رانتی بی در و پیکر است و نو رسیدگان با پولهای باد آورده که از چاه های نفت فواران می کند و یکراست به جیب آقاها٬ آقازاده ها٬ خاله زاده ها٬ زرنگهای رابطه دار٬ مدیران دزد٬ دزدان مدیر٬ دلالان موش صفت٬ کاسبهای بی قلب و... می ریزد یک زندگی تجملی و سراپا متظاهرانه را به تماشا می گذارند٬ بدون آنکه به تولید ثروتی میدان دهند٬ کارشان ثمره ای نصیب جامعه کند٬ آنها با حضورشان "ساده زیستی " را تبدیل به یک ارزش می کنند. مردمی که از زندگی نمایشی از ما بهتران خسته شده اند٬ بدنبال کسی می گردند که ساده تر زندگی کنند ولی همین مفهوم وقتی وارد ادبیات سیاسی کج و معوج سیاستمداران از نوع ایرانی اش می شود٬ تصویری کاریکاتور گونه از خود به تماشا می گذارد و در نهایت بر ضد خود تبدیل می شود.
باور کنید "ساده زیستی" آن کلید طلایی نیست که به تنهایی در را به روی حل مشکلات باز کند. ساده زیستی زمانی معنای سیاسی واقعی خود را پیدا می کند که کلیت جامعه از طریق نظم های معنادار٬ روشن و شفاف به توزیع ثروت بپردازد. هیچکس نتواند چون خودی است و با این وزیر و یا با آن وکیل آشناست٬ به موقعیتی هایی دست بیابد که از دیگران دریغ می شود. ساده زیستان واقعی نه آنهایی که ادای آنرا در می آورند کسانی اند که سخت به قانون پایبندند و اگر دستمزد کلانی هم می گیرند آنرا به طور رسمی اعلام می کنند. آنها با حضور خود اجازه نمی دهند میلیاردها دلار درآمد نفتی صرف واردات موز٬ کیوی٬ ماشین های آخرین مدل شود و پولهایی که می توانستند صرف تولید ثروت شوند زندگی مسرفانه طبقات نو رسیده را تضمین کنند.
نو رسیده ها عطشی بی پایان به خودنمایی دارند. گاهی این خود نمایی با نمایش آخرین زندگی تجملی صورت می گیرد و زمانی که وارد دایره عوام فریبی می شود تبدیل به عکس هایی می شود که که لقمه پنیری و شاید هم استکان چایی شکم مسئولی را پر می کند ولی عکس ها به ما نمی گویند در کنار همین سفره ها تصمیم هایی گرفته می شوند که به تورم بیست و پنج درصدی میدان می دهد و ثرونمندان را به خدایگان تبدیل می کند و فقرا را به بردگان بی پناه. در حالی که تازیانه فقر بر شانه های فرودستان فرود می آید چه ارزشی دارد که در جلوی تلویزیون ادای زندگی ساده را در آوریم و بعد هزینه سفرهای تفریحی مان که به اسم سفرهای کاری انجام می شود سر به میلیاردها دلار بکشد؟ بدون آنکه دوربین تلویزیون خود را موظف بداند هتل های هفت ستاره ای که این ساده زیستان اقامت دارند به رخ کسی بکشند.
ساده زیستی معنایی جز آن ندارد که دستیابی به قدرت به سادگی و به اشکال دمکراتیک صورت بگیرد. مردم نه در تظاهرات خودجوش سازمانده شده که در نهادهای مدنی اجازه ندهند منابع کشور تاراج شود و بزرگترین ساده زیستی آن است که افراد بجای سمتهای بادآورده٬ متناسب با شایستگی شان مناصب را از آن خود کنند. در غیر این صورت این مفهوم آنقدر تکرار می شود که دیگر نه تنها معنای سیاسی می دهد و نه اصلا معنایی خواهد داشت. کاریکاتوری کردن مفاهیم تنها هنری است که ساخت سیاسی کشور در آن مهارت دارد و لحظه ای از آن غفلت نمی کند.