لشکری از شعارهای تند انتخاباتی روانه گوشهای آماده شنیدن مردم می شوند تا تکلیف انتخابات را در بیست و دو خرداد روشن کنند. اما این بار رای دهندگان ایرانی با خون و پوست و استخوان خود حس کرده اند هر چه شعارها برنده گی و تندی بیشتری بیابند در عمل کندتر عمل خواهند کرد و جهان را دستخورده باقی خواهند گذاشت . آنهایی که روزی افشای باندهای مافیایی را می دانند تنها کاری کرده اند که رقبای جدی برای این باندها خلق کرده اند تا مردم بیشتر در فقر و تنگدستی قرار گیرند و پولهای نفتی که قرار بود سفره های فرودستان را رنگین کنند واردات کنندگان موزو سیب و ماشین های آخرین مدل را به ثروتهای باد آورده رساند.ثروتهایی که با چشم بندی سمتهای بادآوره را هم ضمیمه خود کرد.

قرار بود بعد از چهار سال میلیاردر بودن از طریق رانت طلبی از سکه بیفتد ولی در عمل سکه رایج عدالت طلبان و مهرورزان شد.کسانی که امروز از تقسیم پول را بین مردم با روشهای دیگر تبدیل به شعارهای خود کرده اند یا ناخواسته آزموده را دوباره می آزمایند و یا اینکه خوابهای طلایی برای جابجایی باقیمانده پولهای نفت دیده اند.آنهایی که بجای آنکه مردم را بجای دعوت به کار و تلاش بیشتر و کارآ کردن سیستم مالیاتی کشور برای عادلانه کردن توزیع کشور می خواهند پول بین مردم تقسیم کنند رشد اقتصادی و توسعه افتصادی را با شعارهای فریبنده به قتلگاه می فرستند.

در انقلاب امریکا این شعار همه گیرشد که بدون آزادی از مالیات خبری نیست و بعد امریکائیها از تاریخ آموختند بدون مالیات  از دولت کارآمدهم خبری نیست . میر حسین موسوی اگر تسلیم شعارهای انتخاباتی عوام زده شود واز شعار حمایت از تولید داخلی و ایجاد سد در برابر واردات بی رویه دست بردارد چه رئیس جمهور شود و چه نه در هر دو حال بازنده خواهد شد و تاریخ از او به نیکی یاد نخواهد کرد. این شعارها تنها راه خلاصی از یک اقتصادی به بن بست رسیده است. آنهایی که منش و شجاعت فردی نامزد مورد نظرشان را پرچم مبارزات انتخاباتی می کنند فردای پیروزی کشور را در فردیت خودشان منحل و ساختارهای اداره کننده جامعه را نابود خواهند کرد.شجاعت عاقلانه اداره کردن امور و جمعی تصمیم گرفتن آن کلید طلایی است که دروازه فردا را به روی ما باز می کند