چهار سال عملکرد دولت نهم جلوی ما ایستاده است٬ این عملکرد به صراحت ما را وا می دارد تا "نباید به احمدی نژاد رای داد" را تبدیل به یک شعار انتخاباتی تاثیرگذار کنیم. همان شعاری که چهار سال پیش نخبگان را برانگیخت تا به رقیب این چهره سیاسی رای دهند امروز توده های عاصی از تورم را نیز بر می انگیزد به نخبگان بپوندند . شناخت ما نه تنها جهان را قابل فهم می کند بلکه زمینه تغییر آنرا فراهم می سازد.  نفی وضع موجود تبدیل به دیالکتیک نا گزیز شده است . ادامه این وضع حتی به مصلحت حامیان آن نیست .چرا که تداوم آشفتگی ها و بحرانها و میدان دادن به سلیقه ها ی رادیکال که همه قواعد و قانونمندی جامعه را نادیده بگیرند و هر چه دلشان می خواهد انجام دهند و به حقوق شهروندی ٬ کرامت انسانی و سلیقه افکار عمومی بی اعتنا باشند شاکله قوام دهنده جامعه را با فروپاشی ناگزیر روبرو خواهد کرد و این چیزی نیست که عقل سلیم صاحبان قدرت به آن تن دهد.

مخالفت با احمدی نژاد نبایدتنها در سطح ظواهر رویدادها و تصمیمات بماند. باید از سطح به ژرفا گذر کرد و ریشه مسایل را مورد واکاووی قرارداد .مشکل بزرگ دولت نهم و همه نهادهای همسو با آن در این است که یکبار برای همیشه تئوری و اندیشه ورزی را کنار گذاشته اند و منطق هر چه پیش آید خوش آید را در دستور کارخود قرار داده اند. آنها مردم را خمیری می دانند که با تبلیغات و بذل و بخشش هر جور بخواهند می توانند شکل شان داد و به این دلیل در عمل آنها را از محاسبه هایشان کنار گذاشته اند. به طور ضمنی بر این اعتقاد پا می فشارند مردم نان می خواهند نه احترام و آزادی که لازمه هر احترامیست ٬ولی چون فاقد استراتژی و تاکتیک در حیطه اقتصاد و سیاست و تدبیرند همین نان را هم در عمل از فرودستان دریغ می کنند. تمام تجربه بشری موید آنست زمانی که احترام مردم نه در سطح شعار بلکه در زندگی عملی نادیده گرفته شود بزودی نان هم از آنها دریغ خواهد شد.

در مسایل اجتماعی همه رویدادها به طور ارگانیگ با هم در ارتباطند ٬نمی تواند در سطح سیاسی فضا را مسدود کرد ولی در اقتصاد آزادی خلاقیت و نوآوری را به مردم هدیه داد.نمی توان فردیت مردم را نادیده گرفت و در سطح تولید از آنها خواست بهره وری خود را بیافزایند. سلب اولی ایجاب دوی را خیلی زود سالبه به انتفاع موضوع می کند. دولت نهم و حامیانش چون به این ارتباط قایل نیستند مقعطی تصمیم می گیرند و بجای حل مشکلات آنرا غامض تر می کنند. مشکل دیگر آنست که این دولت خود را بی نیاز از مشورت می داند و حتی دستی که بخاطر منافع ملی به سمت اش دراز می شود بی تعارف پس می زند چرا که خود را فراتر از همه عقل ها می داند و معتقداست آنقدر از نظر عقلی به خود کفایی رسیده است که نیاز به عقول دیگر نداشته باشد. باز در این باره باید سخن گفت.