طبقه پنجم اطلاعات قیامت بود٬قیامت سوال وجواب
طبقه پنجم اطلاعات قیامت بود٬قیامت سوال وجواب٬همه بودند٬همه معترضین وضع موجودآمده بودندبا انبوه پرسش ها صریح و پاسخ روشن می خواستند.چهره های شناخته شده و موسفیدکرده٬جوانان کنجکاوو٬هنرمندان ٬روزنامه نگاران ٬همه بودند.حسی آنها را ما می کرد٬حسی که هم از بیم سرشاراست و هم از امید.هنرمندان با غریزشان می دانند و روزنامه نگاران با شم حرفه ای شان که درژرفای نامیدیست که امید جرقه می زند٬شعله می گیرد و جهان را پر ازآتش اشتیاق و شورمی کند.اشتیاقی که دست آشتی بسوی عقل دراز می کند و در نهایت در آغوشش به آرامش و خشنودی می رسد.در طبقه پنجم روزنامه اطلاعات قیامت بود٬قیامت ما شدن.
من میهمان ضیافتی بودم که درپدیدارشناسی روح ایرانی مدتهااز منظر پنهان بود و تنی می خواست برای ظهور.فاعلیت در ما شدن است که انفعال راپس می زند و معجزه را ممکن می کند. یک ضیافت حماسی برای غلبه بر تراژدی که درآستانه ایستاده است برود یا بماند.این میر حسین موسوی بود که این ضیافت را ممکن کرد. در سرمستی حضورآدمهایی که سخت دوست شان دارم به سخنان رئیس جمهوری آینده گوش می کنم . ادبیاتی که با آن سخن می گوید هر روزنوتر ٬شفاف تر و صریح تر می شود.در گفته هایش از فراز و نشیبی که تهاجمی احساس را برانگیزد و شورمندی را هدف قرار بدهد خبری نیست ٬همه تلاش اش این است مستدل سخن بگوید٬ لشگری از جملات را بر زبان آورد تا مخاطب را قانع کند. قول نمی دهد ٬از وعده های انتخابی پرهیز می کند .برآنست دیگران را همراه کند.آنهایی که آمده بودند این همراهی رابا حضورشان ضمانت کرده اند و همه بر آنند با اعتباری که دارند٬با خلاقیتی که در خود می یابند روح با هم بودن را در همه جامعه بدمند و مجسمه ما شدن را به تمامی بتراشند و دربیست و دوم خرداد به تماشای جهان بگذارند. اثری هنرمندانه که بدست یک ملت تراشیده می شود.درنفی که به اثبات می رسد٬اثبات رستگاری روح ایرانی.
مهرجویی را از دور می بینم ٬با مجید مجیدی سلام علیکی می کنند. نقاشان نامی ٬خطاطان چیره دست ٬خسرو جردی ٌ حبیب صادقی ... خدایا همه نامها را چطور بگذارم اینجا.محمد رحمانیان ٬مختاباد٬سراج ٬مهندس کاظمی ٬مهندس بهشتی ٬خانگیی و خیل مدیران فرهنگی نام آشنا و با تجربه و بسیاری از وبلاک نویسان و روزنامه نگاران. عکاسان نمی دانستد از کی باید عکس بگیرند.خیلی ها از قلم می افتادند و حسرتی می شد بر جان عکاس٬دارد دوم خردادی دیگر شکل می گیرد.دوم خردادی باضافه تجربه و عقلانیت. همه مو سفید کرده ایم می دانیم بدون آزادی نه از عدالت چیزی می ماند و نه از ایمان. همه می دانیم آزادی هدیه ای نیست که درسینی به کسی تعارف کنند بایدبا حضور فعال و دادن هزینه بدست آوردش. هنرمندان و روزنامه نگاران می خواهند برای آزادی خلق اثر هنری و اطلاع رسانی شفاف بجای نشستن پشت درهای بسته از انتخابات کارزاری بسازندبرای دست یابی به هدفی که دارند یعنی ارتباط بی واسطه با مخاطب .آنها می دانند کناره گیری از سیاست نوع کار سیاسی است که آزادی را از کف همگان می رباید.این نوشته گزارشی از یک جلسه نیست بل روایت آن روجی فعالیست که خواست تغییر را نه یک هدف ممکن که یک وظیفه فوری می داند. گزارش جلسه را اینجا و اینجا بخوانید .