ستاد تبلیغاتی نخست وزیر سابق و نامزد فعلی ریاست جمهوری به دلایل مختلف ضعیف است و از کمبودهای ساختاری رنج می برد. این را همه می دانند٬ حتی دست اندرکاران خود ستاد٬ اما اگر همه ما روشنفکران مستقل٬ روزنامه نگاران آزادی خواه٬ فعالان حقوق بشر و احزاب شناخته شده اصلاح طلب بخواهیم می توانیم با اتخاذ رویکرد مناسب و با خلاقیت و جسارت با عملیات نامتقارن تبلیغاتی این ضعف را به نقطه قوت تبدیل کنیم و در جامعه سیلانی از همراهی و رغبت بسود نامزد اصلی اصلاح طلبان ایجاد کنیم. باید پراکندگی و مینیاتوری عمل کردن را تبدیل به یک استراتژی سازیم.

از طریق این استراتژی فرا مدرن باید آرایشی جدید به جنگهای تبلیغاتی بدهیم که در آن رقیبی که همه ابزار رسانه ای را در اختیار دارد و سعی در تصرف جغرافیای ذهنی مخاطب دارد می تواند از طریق تبلیغات در دامنه محدود غافلگیر شود. هسته های تبلغاتی که هیچ پیوند ارگانیکی با هم ندارند و آنچه آنها را متحد می کند اصرار در پیروزی موسوی است باید هر گوشه کشور را موضوع کار خود سازند. همه باید بدون آنکه کنجکاو باشند در ستاد مرکزی چه می گذارد خود را تبدیل به ستاد کوچک ولی کار آمد کرده و هم استراتژی و تاکتیک را خود انتخاب کنند و با این کار رنگین کمانی را شکل دهند که به علت چشم انداز خیره کننده اش کسی نمی تواند نادیده اش بگیرد اما به دلیل طفره رفتن از مرکزیت داشتن کسی نتواند آن کانون مرکزی را کشف کند که افکار عمومی را بر می انگیزد٬شکل می دهد و نتیجه انتخابات را به نفع خود مصادره می کند و به این دلیل رقیب نتواند چاره یی بر تمهیدی که محاصره اش کرده بیابد٬با این رویکرد است که ضعف ها تبدیل به قوت و پراکندگی ها تبدیل به انسجام می شود.

برای اولین بار می توان در نگاهی فرامدرن چون پازلی عمل کرد که هر قعطه بدون آنکه کسی آنها را کنار هم بچیند و به وحدت برساند ناخواسته تبدیل به تصویری شود که در ۲۲ خرداد تبدیل به یک دورنمای  منسجم از پیروزی می شود٬پیروزی که وجود خود را درتنها نامزد جدی اصلاح طلبان متجلی می کند یعنی میر حسین موسوی٬ جامعه روحانیون مبارز ٬سازمان مجاهدین انقلاب ٬حزب مشارکت ٬حزب همبستگی و دهها سازمان دیگر به همراه گروه زیادی از روشنفکران ٬روزنامه نگاران مستقل وارد حمایت از این نامزد شده اند٬ آنها نباید وقت خود را صرف چانه زنی برای قرار گرفتن در مواضع کلیدی ستاد اصلی کنند که توسط موسوی تداراک دیده شده است٬ آنها باید هر کدام ستاد خاص خود را شکل دهند و نیروهای طرفدار خود را بسیج کنند. این کار هم بسود انسجام تشکیلاتی آنها تمام می شود و هم پیروزی را تضمین می کند.

می ماند گفتن این نکته که میر حسین موسوی به هیچ کس نباید برای فردای انتخابات تضمین بدهد و از هیچ کس برای یاری تضمین بخواهد٬ هر دو طرف ماجرا باید این تضمین متقابل را به مردم بدهند که از یک سو نظام اجرایی بسمت کارآمدی٬ انسجام و چالاکی به حرکت در آید و از سوی دیگر فضای حیاتی را برای فعالان مدنی و سیاسی مساعد شود. اگر این اتفاق بیفتد هم آزادی عمل رئیسی جمهوری محقق می شود و هم همه جریانهای حامی می توانند استقلالی دست بیابند که هویت خاص شان را رسمیت می بخشد. البته اگر موسوی از جریانی امور یاری خواست نباید به هیچ عنوان این درخواست نادیده گرفته شود و متناسب با زمان باید به آن پاسخ داد. ما بصورت عملی باید آزادی خود را در تعامل بین یکدیگر حفظ کنیم تا بتوانیم آزادی را در تمام جامعه و برای همه ملت مطالبه کنیم و از خود یک سرمشق بسازیم.