روشنفکر همیشه با تردید هایش زندگی می کند. او مشتاق حقیقت است ولی رسیدن به آن را در تعلیق نگاه می دارد تا نسبت به شواهد تجربی و شگردهای تامل گشوده بماند.اگر بخواهد از آنچه می داند یک مطلق بسازد و تردیدهایش را پس بزند دیگر نمی تواند مدعی روشنفکری شود. اما زندگی وقتی می خواهد از ذهن به عین راه بکشد و از فلسفه به جامعه شناسی و از هستی شناسی به معرفت شناسی بالینی گذر کند چاره یی جز آن ندارد که دست به انتخاب بزند، چرا که بخاطر اندیشیدن خود را نسبت به جامعه متعهد می کند و این تعهد باید از بالقوه بودن به بالفعل شدن گذر کند تا زندگی را به سامان کند.از آزادی یک فضیلت بسازد و از اقتصاد سیاسی واقعیتی برای تامین حداقل نیازهای بشری.در اینجاست که روشنفکر سیاسی خلق می شود و خود را در میدان پر تلاطم گزینش ها می یابد.

سیاست هر چند از رویاها و ایده ها متاثر می شود ولی ناچار است که در حوزه ممکن باقی بماند و قدم به قدم مرزهای آنرا گسترش دهد. این روشنفکر با سیاست گلاویز می شود، رویدادها را تحلیل  و با کسانی چالش و از کسانی دیگر دفاع می کند. اما هم در چالش و هم در دفاع در حوزه مشروط کردن می ماند و همیشه با اما و اگر دست به اقدام می زند. در هر حال فاصله انتقادی خود را از جریانها حفظ می کند چرا که چالش و دفاع را پدیده ای تاریخی و متناسب با شرایط مشخص می داند. در شرایط کنونی جامعه روشنفکر مسئول و مستقل می داند آنقدر تردیدها فربه اند که بتوانند اراده را تبدیل به سنگ کنند و قدرت هر اقدامی را از آن سلب کنند ولی همه می دانیم نقش نعش را بازی کردن با هر چیزی سازگار باشد با روشنفکری همخوانی ندارد.

"میر حسین موسوی " انتخاب ماست. بسیاری از پرسش ها را باید نسبت به او در پرانتز قرار داد چرا که فوریت رویدادها هر بی عملی را تبدیل به اقدامی برای حفظ وضع موجود می کند. باید فشار این رویدادها را حس کرد و دست به اقدام زد. اقدام روشنفکر از جنس به رقص در آوردن واژه هاست و از آنها سلاحی برای شلیک بسوی حجاب هایی ساختن که حقیقت را پوشیده نگاه می دارند. ما بعد از انتخابات باید با نقد فعال به پرسش هایی بپردازیم که اکنون در پرانتز قرار داده ایم. انتخابات سویی فریب آمیز داشته باشد. این ذات سیاست ورزی آنهم در محدویت است .ولی آنکه می خواهد فریب دهد یک سمت بازی است و سمت دیگر بازی ما هستیم که نور بر تاریکی ها می اندازیم تا حقیقت خود سخن بگوید. بازی را کسی می برد که با بصیرت در دیالکتیک تردید و مسئولیت دست به اقدام بزند. بدترین خصلت بازی کردن با تردیدها آنست که هراس از اشتباه کردن ما را  به بی عملی بکشد در حالی که آنهایی که مثل ما نمی اندیشند بدون تردید واقعیت را همانگونه که می خواهند می سازند. بگذار برنده ما باشیم که با بصیرت افسردگی را پس می زنیم.اراده تغییر اوضاع را داریم وبرای خود در پایان بازی هیچ نمی خواهیم جز رستگاری ،آزادی و رفاه توده ها .