مايل كهن عزيز باور كردي همه چيز زود فراموش مي شود
مايلي كهن به جاي دايي نشست. اين خبر نبايد براي سر مربي سابق خوشايند باشد. آنها رقيب بودند و حتي كارشان به دشمني و دادگاه كشيد .ولي اگر رقيب تازه حذف شده به سرنوشت جانشين اش بيانديشد مي تواند در ظلمتي كه در آن خود ساخته گرفتار شد نور اميدي بيابد. وقتي در برنامه نود پيش از پنجاه درصد مردم باخت جلوي عربستان را به نام دايي نوشتند ناخواسته خاطره اي در من زنده شد. خاطره اي عبرت آموز كه جلوه متناقص روح ايراني را به تمامي متبلور مي كند.
سالها پيش مايلي كهن بعد از آغاز طوفاني و غرور آفرين براي بردن تيم ملي به جام جهاني با ناكامي عجيبي روبرو شد و ايران باختهاي بدي را تجربه كرد.ناگهان افكار عمومي عليه او شوريدند.فضاي براي او سنگين شد و فدارسيون فوتبال چاره اي جز حذف او نديد.آن روزها من شوراي سردبيري روزنامه ايران بودم و در كنار آن دبير ي گروه آئينه بر عهده داشتم.در بحبوبه برانگيختگي افكارعمومي مايلي كهن به دفتر روزنامه آمد و كسي از من خواست به او مشورت بدهم تا از اين وضعيت برهد.
يادم مي آيد به او گفتم من تخصصي در فوتبال ندارم و حتي در حد فوتبال دوستان از آن اطلاعي ندارم ولي خاصيت روانشناسي توده ها در هنگامه برانگيختگي را مي دانم.برانگيختگي كه با اصطلاح "انبوه خلق "خود را نشانه دار مي كند.به او گفتم نه از شما و نه از كسي ديگر در برابر اين طوفان كاري بر نمي آيد. تنها بايد سكوت كنيد چرا كه در چنين حالتي هيچ استدلالي شنونده ندارد.عاطفه در اوج غليان خود است و تنها انكار را مي شناسد و بس. اما خيلي زود انرژي خود را از دست مي دهد و همه فراموش مي كنند چقدر عصباني بودند و در چه ارتفاعي كينه مي ورزيدند.حتي اگر به يادشان بياوري به حق انكار مي كنند. زمان گذشت و همين اتفاق افتاد.غرق شده ديوز نجات دهنده ديروز شد.
دايي هم مي تواند با درك اين واقعيت تاريخي دلگرم شود كه خيلي زود اين شعله خاموشي خواهد گرفت و بعد از مدتي او جايگاه خود را باز خواهد يافت و هيچكس به ياد نخواهد آورد براو چه خشمي داشتند. اما چرا مايلي كهن آزموده را مي آزمايد و دوباره خود را دربرابر سيلابي قرار مي دهد كه يكبار تجربه اش كرده است پرسشي اساسي تلقي مي شود كه بايد به پاسخ برسد.اما جواب فوري كه به ذهن مي رسد آنست كه خود او هم چون توده هاي بر انگيخته شده همه چيز را فراموش كرده است و شايد هم مي خواهد آن ناكامي را جبران كند.براي اين كار بايد از خود مرام نشان دهد و از دايي تقدير به عمل آورد كه بار سنگين را بر دوش كشيد ولي شكست خورد.اين سعه صدر مي تواند جامعه فوتبال را يكدل كن و پيروزي را تا حدي كه ممكن است تضمين كند. ولي تداوم اختلاف همان سرنوشتي را در آستين دارد كه براي دايي داشت.بحث انبوه خلق را بايد در نوشته ديگر و آنهم در ارتباط با انتخابات قلمي كنم .
*مصاحبه ميرحسين موسوي بسيار موفق برگزار شد و به اين دليل بايد در معرض داوري نقادانه و بسط يافتن قرار گيرد .اين كار را در اولين فرصت خواهم كرد.تا آن زمان اين نوشته را اينجا بخوانيد كه از منظر درستي مسئله را ديده است.داريوش محمدپورنويسنده نوشته را بصورت فردی نمی شناسم ولی می دانم خوب مي نويسد.احساس را با استدلال عقلاني در هم مي آميزد و حاصل كار خواندني مي شود.نوشته هايش را بايد هميشه خواند.من مدام اين كار را مي كنم.