کافه هنر بودیم. باران می بارید .در آن جا با تعدادی از وبلاگ نویسان صاحب نام و تاثیر گذار گپ و گفت داشتیم. دیدار نوروزی ما راجمع کرده بود. از هر دری صحبت کردیم.همه هم قول بودند که در شرایط فعلی میر حسین موسوی بهترین گزینه ریاست جمهوری است. قرار گذاشتیم فضای وب را به صورت خود جوش و بدون ارتباط با ستاد انتخاباتی او خلاقانه و آزاد به صحنه حمایت از او تبدیل کنیم٬ آنهم با فاصله گیری از همه جریانهای موجود.تنها بخاطر آینده کشور.

گروهی که بعد از انتخابات جدا می شوند چرا که ما در فردیت مان آنی هستیم که باید باشیم.متفاوت ولی با هم می نویسیم.تنها نفس نوشتن ما را گروه می کند.تتها در زمان انتخابات این گروه "ما" می شود و بعد هر کدام راه خود را می رویم.تعدادی از دانشجویان هم قرار گذاشتند به ما پیوندند. شیوه کار هم روشن است. هرکس در وبلاگش مطلب می نویسد و بعد کسی آنها را در یک وبلاگ جمع می کند. کسی می گفت فلان نامزد انتخاباتی تیم رسانه ای خوبی دور خود جمع کرده است ولی میرحسین موسوی از این امکان بهره ندارد .

در مقابل این استدلال می گوئیم ما کارمان را بلدیم. سالها تجربه پشت سرماست و از همه مهمتر٬ ما بدون توقع، بدون آنکه از کسی سفارش کار بگیریم و دستمزدی مطالبه کنیم و تضمینی برای آینده بخواهیم وارد این میدان می شویم. می دانیم حرفی که از دل برآید لاجرم بر دلها می نشیند. چون این گونه عمل می کنیم متعهد کسی نیستیم و تنها برای دلمان که در گروی مردم است می نویسیم. این آزادی را برای خود قایل ایم که فردای انتخابات دولت موسوی را به نقد بکشیم. مدام عهد او را به یادش بیاوریم. نه به کسی بدهکاریم و نه از کسی طلبکار. این آزادی و استقلال ماست. لذت مستقل بودن و در عین حال متعهد بودن به جریانی که تعهد دارد جامعه را از گرداب بحرانها عبور دهند تنها پاداشی است که نصیب ما می شود.توضیحات بیشتر بماند برای بعد...