حذف علی دایی اتفاقی نبود که از قبل قابل پیشبینی نباشد.آنهایی که از یاد برده اند این مربی عزل شده در چه شرایطی انتخاب شد٬شاید از شیوه کنار گذاشتن او شگفت زده شده باشند،ولی هیچ شگفتی در کار نیست،صاحب این قلم در چهارده اسفند سال هشتاد وشش مطلبی را در همین وبلاگ قلمی کرد با این عنوان " علی دایی را انتخابات ریاست جمهوری سرمربی کرد" .منطق این کار کاملا مشخص بود.فدارسیون در فضایی قرار داشت که نتوانست سرمربی خارجی انتخاب کند و چون دولت احتمال ناکامی در ورود به جام جهانی را می داد سرنوشت تیم ملی را به دایی سپرد تا اگر برنده شود در کنارش عکس یادگاری بگیرند و اگر باخت بتواند همه گناه را به گردنش بیاندازد چرا که افکار عمومی به راحتی این فرافکنی را خواهد پذیرفت.پیش بینی که صحت اش را واقعیت تائید کرد،اما حضور رئیس جمهوری در ورزشگاه کمی این معادله را در هم ریخت.اصل یادداشت را بخوانید:

"چرا علی دایی سر مربی تیم ملی فوتبال شد"٬پاسخ این پرسش تبدیل به یک معما شده است.رازی که به اعتقاد بسیاری هرگز بر ملا نخواهد شد. برخی از قدرتمندی لابی ها و اعمال نفوذ آنها می گویند. و این چهره مشهور لابی اصلی خود را خدا معرفی می کند.بعضی ها بدنبال دلایل فنی این اقدام هستند و تعدادی که عاقلانه به مسایل می نگرند منتظرند تا نتیجه حضور را مشاهده بکنند و در این باره موضع بگیرند و اگر تیم نتیجه نگرفت بر او بتازند و اگر به جام جهانی رفتیم از او ستایش کنند.

بنظر می رسد بر خلاف تصور همگان معمایی وجود ندارد و همه چیز به این تازش و ستایش بر می گردد. سال دیگر انتخابات ریاست جمهوری اسلامی برگزار می شود و حضور و یا عدم حضور تیم ملی درجام جهانی می تواند بسیاردر این انتخابات بسیار تاثیر گذار باشد.بخاطر تلاطماتی که فدراسیون فوتبال در مدت اخیر پشت سر گذاشته است و ماجرا مربی اسپانیایی این ذهنیت را برای تصمیم گیران ایجاد کرده است که تیم ملی شانس کافی برای رفتن به جام جهانی ندارد و به این دلیل آنها علی دایی را انتخاب کردند تا اگر این اتفاق بیفتد همه چیز را به اسم او تمام کنند. آنها هوشمندانه می دانند در حضور دایی همه نقد ها و اعتراض ها در ورزشگاهها و مطبوعات به سمت او هدایت می شود و به این دلیل سیاستمداران کمترین آسیب را متقبل می شوند ولی اگر به جام جهانی بروند می توانند با گرفتن عکس یادگاری در کنار دایی رای مشتاقان فوتبال را به سمت خود بکشانند.

همانگونه که باخت تیم ملی در هیروشیما به تمامی به نام علی پروین نوشته شد اگر باختی اتفاق در مسابقات انتخابی جام جهانی بیفتد دایی باید جوابگوی آن باشد.دایی آنقدر روحیه بلند پرواز دارد و نسبت به خوش شانسی خود مطمئن است که این فرصت طلایی را به امید فردا ی احتمالی از دست بدهد.هر بلند پروازی تنها در هم آمیزی شانس و شایستگی اتفاق می افتد.بی تردید وی خود را شایسته می داند و از عنصر شانس هم بارها بهره برده است.همچنین این را از رویدادها آموخته است هر باختی در گذر روزگار فراموش می شود و او می تواند دوباره شانس خود را بیازماید.باید منتظر بود و دید روزگار چه پاسخی به این محاسبه ها خواهد داد.