سپاه خوشباشی و مصرف آنچنان شبیخون خود را در جهان گسترده کرده است که هیچ سد و مانعی نمی تواند آنرا متوقف کند جز انهدام ساختارهای شکل دهنده آن.بحران در نظام سرمایه داری جدی تر از آنست که لیبرال های باسمه ای وطنی بتوانند به چند قدمی فهم آن هم برسند.وقتی رئیس جمهوری امریکا٬بعنوان نماد کامل این نظام٬به اتفاق نخست وزیر انگلیس از اخلاقی و انسانی کردن سرمایه داری سخن می گویند به روشنایی نیمروز و آنهم در یک هوای غیر ابری می توان باور کرد شبح پایان سرمایه داری دارد به آستانه فهم نخبگان با قلبهای پاک نزدیک می شود و دیر نیست که توده ها هم زیر ضربان شلاق تورم رکودی این بحران را با منطق شکمهای گرسنه شان دریابند.اما شک دارم لیبرالهای وطنی در آن روزگار هم بتوانند از جهالت نهادینه شده برهند.

جامعه ما نیاز به گفتمان تازه ای دارد،عدالت دیگر این معنا را نمی دهد که "بگذار پولدارها تا خرخره بخورند و سهمی هم از در آمد نفتی به سفره فرودستان پرتاب کنیم تا اجازه دهیم شکاف طبقاتی بدون هیچ مانعی فربه تر شود!"جهان دارد به آستانه تورم بزرگ به خاطر کاهش تولید نزدیک می شود.جامعه مصرف زده با هیچ تدبیری نمی تواند به سطح مصرف کنونی اش ادامه دهد و نمی تواند به نفع فرودستان از مصرف تهیدستان با افزایش قیمتها کاست و جفظ وضع موجود را بیمه کرد.باید سازمانها و نهادهای موجود را که سمبل ریخت و پاش از نوع بدخیم آنند از مدیران پول زده باز پس گرفت و به کسانی سپرد که باپول کم بلدند کارهای بزرگ انجام دهند٬نه با پولهای هنگفت کارهای اندک.میرحسین موسوی اگر بخواهد می تواند کشور را از این گفتمان ویرانگر نجات دهد و کار،تولید ثروت و بازتولید عادلانه تر ثروت را با صبوری وارد اعماق ذهن ها کند و بعد به عینیت بکشاند.

تغییر گفتمان به حداقل آزادی و حداکثر مشارکت جامعه نیاز دارد،باید با شجاعت وخلاقیت با زبان نو خلاقانه با مردم و نخبگان سخن گفت.دوری بیست ساله این نامزد انتخاباتی باعث شده که تنها به حلقه کوچکی از یاران اش اعتماد داشته باشد و یا نخواهد و یا نتواند این حلقه را بشکند و بزرگترکند.این امر جدا از تاثیراتی که در انتخابات بر جا می گذارد می تواند صدمات جبران ناپذیری در اداره امور در صورت پیروزی در پی داشته باشد،همان بحرانی که احمدی نژاد با آن روبرو شد و بعد از چهارسال نه تنها گره این مشکل باز نشد بلکه بسته تر هم شد و کسانی که در آغاز به او پیوسته بودند از او دور شدند و دولت بجای تدبیر امور غرق در جابجایی افراد شد.موسوی از هم اکنون باید نشان دهد شایستگی حل این بحران را دارد.اگر شناختی که من از او دارم درست به هدف زده باشد می توان نسبت به حل این مشکل امیدوار بود.می ماند گفتن این نکته که روشنفکران مستقل بایداز دور وظیفه نقد را بر عهده بگیرند و مشکل را در آغازش شناسایی کنند تا امکان رفعش فراهم شود،در فردای انتخابات دوره نهم صاحب این قلم نوشت احمدی نژاد نمی تواند با نخبگان کار کند.با کمال تلخی این پیشبینی تحقق یافت و هزینه آنرا نه دولت که همه با هم می پردازیم.

*درخواست اوبامااز مطبوعات جهان برای نظر خواهی پیرامون بحران اقتصادی را اینجا بخوانید.