اين ويروس حتي مردگان را بيمار مي كند
زمانه تلخ اندیشی و جدال بی وقفه با خود است.جدالی خونین که فرجامی دردناک دارد.هرجا می نگری انحطاط با همه صورتهایش خود را به رخ می کشاند.سال نو نزدیک است و باید خانه ها را از گرد و غبار پالود٬لباس نو به تن کرد و در دامن سبز طبیعت دمی آسود تا یکسال دیگر زندگی را با سامانی بهتر پیش برد٬اما ویروس مرگبار مصرف زدگی و صرف ناخودآگاهانه ضمایر مالکیت و داشتن و به نمایش گذاشتن زندگی را تبدیل به جهنمی کرده است.کالاها مدام خریده می شوند بدون آنکه مصرفی داشته باشند.همه بر آنند ویلایی در شمال داشته باشند و هیچکس نمی اندیشد این داشتن طبیعت شمال را به ویرانی می کشد و برای دارنده اش جز مخارج بیشر و عذابی همیشگی دستاورد ی نخواهد داشت.همه خانواده ها بدنبال هاخرید این مدل ماشین و یا مدل ديگرند.بدون آنکه بدانند در یک ترافیک قفل شده آنکه در خود رویش می نشیند جز عذاب ازآن بهره نخواهد برد.
بسياري بر آنند در ميهماني ها مختلف لباس متنوع بپوشند تا همه بگويند به به چه سليقه خوبي دارد و لي از هيچ كس نمي شنويد كمي مطالعه كند و يا كمي بيانديشد تا در ميهماني ها نشان دهد ذهن اش كهنه نشده است و هميشه حرف نويي براي گفتن دارد.چرا كه انديشه در بازار مكاره ذهن ها خريداري ندارد.ضماير مالكيت آن گردونه جهنمي است كه قدرت ايستادن ندارد و سرنوشت آدمي را سيزيف وار مي كند.بايد تا ابد- تا لحظه مرگ- بدنبال پول بيشتر بدوي و وقتي بيشتر مي يابي باز بيشتر خواهي و در اين ميان فرودستان از قبل بازنده انددر اين مسابقه.يك طرف بيهوده مصرف مي كند و طرف ديگر حتي لقمه ناني را به راحتي از گلو به معده خالي نمي فرستد.
آنهايي كه در سرحد مرزي كه فرودستان و فرادستان را از هم جدا مي كنند مي زيند گرفتار اضطرابي فعالند٬براي اينكه به زير خط فقر نلغزند دست به هر كاري مي زنند ازدلالي ناشرافتمندانه و يا شب و روز كار كردن و كاركردن بدون آنكه پاياني براي آن متصور باشند و فرادستان چون بجاي توليد ثروت و كار آفريني از طريق زد و بند و رانت طلبي به ثروتهاي افسانه اي دست مي يابند خود را در جامعه اي دشمن كيش مي يابند.چون مي دانند جامعه را غارت كرده اند خود را بيگانه اي در ميان انبوه دشمنان مي يابند.آنها با داشتن بيشتر برآنند تسكيني بيابند ولي نمي يابند. از كشور مي گريزند ولي نمي دانند آنچه دنبالشان مي كند وجدان بيدار شده خود آنهاست نه اين و نه آن.در چنين جامعه مصرف زده اي است كه ناهنجاري ٬كاهبرداري ٬دزدي و جنايت تبديل به امر عادي مي شود.
همين روحيه در انتخابات هم خود را به رخ مي كشد همه از نامزد من٬بودن و يا نبودن اين چهره و آن چهره سخن مي گويد و هيچكس از درمان انحطاطي كه هستي جامعه را به يغما مي برد هيچ نمي گويد.هيچ تحليل گري از چگونگي رام كردن ويروس مصرفي زدگي هيچ كلمه اي بر زبان نمي آورد.در مقابل براي شكار راي ها همه از بذل و بخشش اين مقدار پول به مردم و يا شعار دادن سهام عدالت و يا نفت را بر زبان مي رانند.هيچكس نمي گويد جامعه اي كه توليد ثروت نمي كند چه حقي دارد اين چنين افسار گسيخته منابع طبيعي را غارت كند و از هم اكنون پشتوانه نسل هاي آينده را از بين ببرد.ميراث امروز ما براي نسل هاي بعد چه خواهد بود٬جز چاههاي خالي از نفت و كالاهاي بدور ريخته شده؟
وقت آن رسيده است با بازگرداندن ارزشهايي كه بدست مديران رانت طلب٬كاسبكاران موش صفت و روشنفكراني كه با انديشه هاي به ظاهر سوپرمدرنشان بي ارزش و مورد مضحكه قرار گرفته اند به نجات جامعه كمر همت بست. بايد روشنفكر و هنرمند آدمي٬كه نخواهد از رنج و حرمان فرودستان سخن بگويد و تنها براي فتح گيشه ها و جشنواره ها٬از دردهاي مزمن و بيهوده طبقه متوسط يك فضيلت مي سازد و آنرا تا اسطوره شدن استعلا مي بخشد و خود در رفاه و سفر و خوشباشي هاي سرخوشانه روزگار مي گذارند را٬بر صندلي اتهام نشاند.بايد گفتماني كه در سال پنجاه و هفت اميد ايجاد كرد و مردم را از زندگي روزمره فراتر برد و به آنها هويتي اجتماعي داد را احيا كرد.
اين احيا باز گردندان گذشته نيست.بلكه آن را در پرتو نيازها و يافته هاي تازه نو كردن است٬مي بايست اين ارزشها رادر صافي تجربه سي ساله به محك گذاشت و به اين پرسش پاسخ داد اين ارزشها چه كاستي هايي داشتند و يا چه كرديم و چگونه به بيراه رفتيم كه از شعار هاي عدالت طلبانه و آزادي خواهانه فاصله گرفتيم و براي داشتن و بيشتر داشتن هر ننگي را به اسم عقل و سازگاري با شرايط پذيرفتيم و از جبن و ترس و وادادن٬يك ايدئولوزي ساختيم.بر همه ايدئولوژيها شوريدیم و ايدئولوژي مصرف را تبديل به تنها دليل زنده بودن و حتي مردن كرديم.نگاه كنيد به بهشت زهرا سنگ قبرها هر روزشيك تر و گرانتر مي شود و فاصله طبقاتي هيچ جا مثل بهشت زهرا خود به رخ نمي كشد.بحرانهاي فرامرزي٬تباهي اقتصادي و اخلاقي نياز به تغيير گفتمان را ضروري كرده است.بايد پيشقراول اين تغيير شد و از دادن هزينه نهراسيد٬چرا كه آنچه در انتظار جامعه ايست كه فاعليت را رها کرده و به انفعال پناه برده است٬از هر هزينه ای سهمگين تر است.
*برای اینکه بفهمید ویروس مصرف زدگی چه بلایی سر کشور آورده است این گزارش را بخوانید:پردهبرداری مجدد از مافیای فوتبال فاسد ایران