* اخطار قانون اساسی احمدی نژاد به مجلس شورای اسلامی پیش از آنکه روایت دو دستگی در بین اصولگرایان باشد نشاندهنده این حقیقت روشن است که دولت به نقش مجلس وقوف نیافته است و برآنست که مجلس خوب مجلسی است که لوایح را همانگونه که هست به تصویب رساند.این رویکرد بسیار خطرناک است چرا که اعتبار نهادی را با پرسش روبرو می کند که باید ضامن قانونمندی کشور باشد.همه می دانیم دولتها می آیند و می روند٬بودجه ها چه درست و چه غلط هزینه می شوند و به تاریخ می پیوندند و حتی نماینده ها چه ضعیف و چه قوی تغییر می کنند ولی آن چه بر جا می ماند و یا باید بماند اعتبار نهاد قانونگذاراست که همه زندگی فردی و جمعی ما در گروی رایی است که این نهاد به قوانین می دهد و اگر این نهاد به هر دلیل تضعیف شود در نهایت کلیت زندگی جمعی به آشفتگی کشانده می شود. 

* رسانه های اصول گرا که در انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران نتوانستند آرای لازم را بدست آورند ناگهان بدون آنکه کسی از اهالی رسانه خبر شود انجن صنفی خاص خود را تشکیل دادند.این اقدام نشان می دهد کشور هنوز وارد حوزه قانونمندی نشده است و کسانی بجای آنکه سعی بر آن داشته باشند مقبولیت خود را در بین همکارنشان را افزایش دهند تا وارد هیات مدیره شوند راه حل ساده را در پیش می گیرند یعنی تشکیل انجمن جدید را در دستور کار خود قرار می دهند تا در غیاب رقیب هر آنچه می خواهند بدست آوردند. تشکیل انجمن های موازی پیش از آنکه کمکی به منشعبین کند نهادی صنفی و مدنی را بی اعتبار می کند و انجمن تازه تاسیس هم از این بی اعتباری نصیب می برد و در نهایت این انجمن هیچ کمکی به روزنامه نگاران نخواهد کرد بلکه در برابر تحقق حقوق آنها موانعی هم خواهد گذاشت.

* سالهاست در سازمانها و وزارتخانه ها بجای آنکه با افزایش بهره وری تشکیلات اصلی را فربه و قوی سازند به بهانه خصوصی سازی شرکتهای موازی شکل می گیرد تا بتوانند دور از رویه ها قانونی هر آنچه سلیقه مدیران می طلبد در عمل اجرا شود.جدا از درآمدهای میلیونی که مدیران از طریق عضویت درهیات مدیره شرکتها می برند زمینه فساد گسترده یی هم فراهم می شود و از همه مهمتر اعتبار سازمانهای رسمی را با پرسش روبرو می کند.امروز وظیفه اصلی روشنگران آنست که از اعتبار نهادها حمایت کنند چرا که دمکراسی و کارآمدی در گروی این اعتبار است و بس.