میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای وارد میدان انتخابات شد.او بعد از بیست سال سکوت با ادبیاتی وارد صحنه شد که برای نسل ما آشناست ولی برای نسل بعد ازما تازگی دارد.در باره این ادبیات باید زیاد سخن گفت و بر این نکته انگشت گذاشت که چر ا گفتمانی که یک ملت را در انقلاب و جنگ برانگیخت این چنین در زبان سیاست ورزی امروزمان بیگانه است.این بحث می ماند برای بعد.امانکته اصلی در حال حاضر آنست که با آمدن موسوی٬خاتمی در دو راهی سرنوشت ساز قرار گرفته است٬او با ملت عهد کرده است اگر موسوی وارد صحنه شود او دیگر نامزد انتخابات نخواهد شد.اگر به این عهد پایبند بماند باید جوابگوی احزابی باشد که او را برای رئیس جمهوری شدن تحت فشار قرار داده اند و اگر در میدان رقابت بماند باید با دلایل مدغن مخاطبان را قانع کند که چرا به این عهد وفا نکرده است.صاحب این قلم نظری و اصراری بر آمدن و نیامدن او ندارد ولی سکوت در این مورد بدترین اتفاق ممکن است چرا که این شائبه را بوجود می آورد که دیگر عهدها را می توان در سکوت شکست٬اقدامی که با صداقت خاتمی همخوانی ندارد.